تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦

خلاصهء درس دهّم

انيّت واجب الوجود همان حقيقت و ماهيّت او است . براى اثبات اين مطلب مرحوم استاد علّامه سه دليل از فلاسفه نقل كرده است و بدنبال دليل دوّم و سوّم اعتراضى از برخى از فلاسفه نقل شده و هر دو اعتراض نيز ردّ شده است مراجعه كنيد . پس با توجّه بدلائل سه‌گانه ، واجب الوجود حقيقت وجودى است كه ماهيّتى ندارد كه ذات او را محدود سازد او بذات خويش واجب الوجود است بدون نياز به انضمام حيثيّت تعليليّه يا تقييديّه ، اين حقيقت وجودى ، ضرورت ازلى است . پس حقيقت واجب الوجود بنابر قول به تشكيك وجود ، تنها منطبق بر اعلى المراتب وجود است كه جز ذات مقدّس‌اش هيچ مرتبه‌اى او را محدود نمىسازد و در وجود خويش هيچ كمالى را نيز فاقد نيست ، نه نقصى دارد و نه مشوّب به عدم است و برگشت صفات سلبى از ذات بارى تعالى كه لازمهء حقيقت واجب الوجود است به سلب سلب يعنى انتفاء نقص و حاجت برمىگردد كه آن خود ايجاب كمال وجود مطلق بىنهايت براى او است . بر نفى ماهيّت از ذات واجب الوجود چند اعتراض از طرف فلاسفه نقل شده است : اعتراض اوّل : حقيقت واجب الوجود غير وجودش است ، و گرنه لازم مىآيد كه وجود هر ممكنى واجب باشد . اعتراض دوّم : ماهيّت نداشتن واجب الوجود از دو صورت خارج نيست يا به جهت ذات وجود است يعنى ذات وجود چنين اقتضائى دارد در اين صورت لازم مىآيد كه وجود هر ممكنى از قبيل واجب باشد يا به جهت غير ذات وجود است يعنى غير وجود ، وصف تجرّد از ماهيّت براى وجود واجب را اقتضاء مىكند در اين صورت لازم مىآيد كه واجب بالذّات محتاج به غير باشد و لازمهء آن نيز امكان و اين خلاف مفروض است كه او را واجب الوجود فرض كرده‌ايم نه ممكن الوجود .