تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
است كه حمل ( محمول بر موضوعش ) از قبيل حمل اوّلى باشد كه ملاك ( و ضابط ) آن اتّحاد مفهومى ( بين موضوع و محمول ) است نه در حمل شايع كه ملاك و ( ضابط ) آن اتّحاد وجودى ( بين موضوع و محمول ) است . و حمل امكان و ساير لوازم ماهيّت به ملاحظهء ذاتش از قبيل حمل شايع است نه حمل اوّلى ( يعنى حمل امكان بر ماهيّت اتّحاد مفهومى ندارد پس حمل امكان بر ماهيّت به حمل اوّلى نيست بلكه اتّحاد امكان با ماهيّت اتّحاد وجودى است يعنى حمل امكان بر ماهيّت به حمل شايع است پس امكان از لوازم ماهيّت بوده ، داخل در ذات ماهيّت نيست ) .

امر سوّم : امكان بوجود موضوعش موجود است « 1 »

امكان به تبع وجود موضوعش ( ماهيّت ) در اعيان ( و خارج ) موجود است و اعتبار عقلى محض نيست كه در اعيان هيچ نوع صورتى ( و تحقّقى ) براى آن نباشد چنان كه برخى از فلاسفه چنين گمان كرده‌اند و نيز امكان ، در خارج موجود مستقّل و جدا ( از ماهيّت و شىء موجود ) نيست چنان كه برخى ديگر از فلاسفه چنين گفته‌اند . امّا ( ادّعاى ) اين گونه امكان در خارج به وجود موضوعش موجود است ( به اين نحو اثبات مىشود كه امكان در تقسيم ( مفهوم مفروض به سه قسم : واجب و ممكن و ممتنع ) با واجب يعنى موجوديكه در ظرف خارج وجودش ضرورت دارد « قسيم » يعنى ضدّ او مىباشد پس ( اگر واجب در خارج تحقّق دارد ضد آن يعنى ) ارتفاع ضرورتى كه عبارت از امكان است در ظرف خارج نيز تحقّق دارد . ( امّا ادّعاى اينكه امكان در خارج ، وجود مستقلّ و جدا از ماهيّت شىء موجود ، ندارد به اين نحو اثبات مىشود كه : ) امكان در تقسيم مفهوم مفروض ( به سه قسم : واجب و ممتنع و ممكن ) يكى از اقسام و موضوعات سه‌گانه بشمار مىرود ( و وارد در تقسيم مزبور است ) و ( از
هامش
( 1 ) - منابع بررسى امر سوّم : اسفار ج 1 ص 172 - ص 171 و ص 186 - شوارق فصل اوّل مسأله 20 - مباحث مشرقيّه ج 1 ص 114 - ص 121 - تلويحات ص 25 - مطارحات ص 343 - ص 390 . ( شارح )