تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
اصطلاح فلاسفه ) انقسام اوّلى است .

اشكال بر معناى امكان

به معناى امكان ايراد وارد شده است و حاصل ايراد اينكه امكان وصف ثابت بر ممكن بوده ، محاذى و مقابل است با وجوب كه عبارت از وصف ثابت بر واجب مىباشد . توضيح آن اينكه امكان همانطور كه از تقسيم سابق استفاده شد عبارت از سلب ضرورت وجود و سلب ضرورت عدم و اين ، هر دو سلبى هستند و از اين دو بنام سلب الضّرورتين ( يعنى سلب دو ضرورت وجود و عدم ) تعبير آورده شده است . با اين كيفيّت چگونه ممكن است ادّعا شود كه امكان ، صفت واحدى است كه ( ذات ) ممكن به آن متّصف مىشود ؟ ( و اين اوّلا ) . ( و امّا ثانيا ) اگر تسليم شويم و بگوئيم برگشت امكان به سلب دو ضرورت عدم و وجود بوده و معناى آن يك سلب است و لكن آنچه از اين تقسيم ، ظاهر مىشود اينكه اين سلب ، سلب تحصيلى است « 1 » ( يعنى حرف سلب جزء محمول نسبت به عنوان سلب حمل مراد است ) نه ايجاب عدولى « 2 » ( كه حرف سلب در آن ، جزء محمول بوده و حمل سلب مراد باشد ) .
هامش
( 1 ) - مراد از سلب تحصيلى اينكه محمول از موضوعى سلب شود مثل اينكه « على قائم نيست » در اين قضيّه نسبت محمول ( يعنى قائم ) را از موضوع ( يعنى على ) سلب كرده‌ايم بنحو سلب تحصيلى يعنى ادّعا مىكنيم كه على در خارج متّصف به قيام نيست . ( شارح ) ( 2 ) - مراد از ايجاب عدولى ، اين است كه سلب ( و نفى ) در كلام به نسبت برنمىخورد بلكه سلب را جزء يكى از اجزاى قضيّه : موضوع يا محمول يا هر دو قرار بدهيم و براى شىء منفى و مسلوب يكنوع ايجابى قائل شويم و از اين قضيّه در منطق و فلسفه به « موجبهء معدوله » تعبير مىآورند و به سه نوع : « معدولة الموضوع و المحمول و الطّرفين » تقسيم كرده‌اند در محلّ بحث ما اين گونه بيان مىشود كه مقصود از امكان كه سلب صرورتين است اينكه ضرورت وجود و يا عدم را از ذات ممكن سلب مىكنيم بنحو سلب تحصيلى نه اينكه بر سلب ضرورت عدم و با وجود يك نوع ايجاب و تحقّقى قائل مىشويم تا به صورت ايجاب عدولى و موجبهء معدوله درآيد ، براى -
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 146 | الشيخ حسين الحقاني