به اين ترتيب گفته مىشود كه : هر مفهوم مفروض ، وجود براى آن يا ضرورى است يا نه ؟
( تقسيم اوّل ) . و بر فرض دوّم ( يعنى صورت نفى ) عدم ، براى آن يا ضرورى است يا نه ؟
( تقسيم دوّم ) صورت اوّل را ( كه وجود بر آن ضرورى باشد ) واجب و صورت دوّم را ( كه عدم بر آن ضرورى باشد ) ممتنع و صورت سوّم ( كه نه وجود و نه عدم براى آن ضرورت دارد ) ممكن مىگويند .
با توجّه به كيفيّت تقسيم مفهوم مفروض به سه فرض : وجوب و امكان و امتناع ، تعريف موادّ سهگانه نامبرده به شرح زير مىباشد « 1 » :
وجوب شىء عبارت از ضرورى بودن وجود آن و امتناع شىء ضرورى بودن عدم آن و امكان شىء سلب دو ضرورت ( ضرورت وجود و ضرورت عدم ) از آن و در نتيجه واجب موجودى است كه وجودش ضرورت دارد و ممتنع چيزى است كه عدمش واجب است و ممكن چيزى است كه نه وجودش و نه عدمش واجب است .
همهء اين تعاريف ، تعاريف لفظى هستند از قبيل شرح اسم كه براى تنبيه ( و يادآورى ) مفيد بوده ، تعاريف حقيقى نيستند زيرا ضرورت و عدم ضرورت از معانى بديهى و روشنى هستند كه در صفحهء نقس انسان به صورت بديهى و اوّلى نقش مىبندند و نفس انسان خود ،
هامش
- ايجاب ، حكم به تنافى طرفين آن به ملاحظهء صدق و كذب هر دو و در صورت سلب حكم كه عدم تنافى بين آن دو از لحاظ صدق و كذب هر دو شده باشد به اين معنى كه در صورت ايجاب نه طرفين قضيّه باهم اجتماع مىكنند و نه هر دو مرتفع مىشوند ، و امّا در صورت سلب بودن قضيّه ، طرفين در يك مورد باهم جمع مىشوند و مرتفع مىشوند مثل اينكه عدد صحيح يا زوج است يا فرد ، در اين قضيّه منفصلهء موجبه ، زوج و فرد باهم در يك عدد نه جمع مىشود و نه هر دو مرتفع ، حال اگر قضيّه را سالبه فرض كنيم و بگوئيم : « در مورد حيوان چنين نيست كه يا اينكه ناطق باشد يا قابل تعليم » در اين قضيّهء سالبه ، ناطق و قابل تعليم بودن در انسان جمع مىشوند و در غير انسان هر دو مرتفع . براى آگاهى از تفصيل بيشتر به كتب منطق از جملهء « منطق مظفّر » مراجعه كنيد . ( شارح )
( 1 ) - منابع تعريف مواد سهگانه : اسفار ج 1 ص 83 - شوارق ص 86 - تحصيل : ص 291 - الهيّات شفا مقالهء اوّل فصل پنجم - مطارحات ص 210 ( شارح )