درس هشتم ( 8 )
فصل اوّل در اينكه هر مفهومى يا واجب است يا ممكن يا ممتنع
هر مفهوم مفروضى را اگر به وجود نسبت دهيم ( از چند صورت خالى نيست ) :
يا ثبوت وجود براى آن ضرورى است و اين را وجوب مىناميم ( صورت اوّل ) و يا انتفاء وجود براى آن ضرورى و لازم است و ( به اين ترتيب كه ) عدم بر اين مفهوم مفروض ضرورى است ، اين را امتناع مىگوئيم ( صورت دوّم ) و يا اينكه وجود و عدم هيچ كدام براى مفهوم ضرورتى ندارد و اين را امكان ( خاصّ ) مىناميم ( صورت سوّم ) .
امّا اين احتمال كه وجود و عدم باهم بر اين مفهوم مفروض ضرورت داشته باشد با كمترين دقّت بطلان آن واضح است ( زيرا وجود و عدم از قبيل نقيضان هستند و دو نقيض در آن واحد محال است بر يك شىء صادق باشند ، هم وجود داشته باشد و هم وجود نداشته باشد و جهات آن نيز يكى باشد ) .
پس مفهوم فرض شده يا واجب است يا ممتنع و يا ممكن ( و اين عبارت در اصطلاح علماء منطق ) قضيّهء منفصلهء « 1 » حقيقيّة است كه مقتضى دو تقسيم دائر بين نفى و اثبات است
هامش
( 1 ) - « قضيّهء منفصلهء حقيقيّه » را علماء علم منطق چنين تعريف كردهاند كه : قضيّهاى است كه در صورت -