بين وجود اوّل و دوّم نيز مردود است و علّت محال بودن دو مثل براى وجود و ادّعاى تمايز بين آن دو در متن درس ذكر گرديده است .
و باز ادّعاى اينكه موجد ، شىء را ايجاد سپس اين شىء معدوم شده و در عين حال براى شخص آن شىء ، صورت علميّهاى نزد موجد يا يكى از مبادى عاليّه ( مثل عقول و نفوس كلّى و . . . ) وجود داشته باشد و سپس موجد همان شىء معدوم را برطبق آن صورت علمى دو مرتبه ايجاد كند اين نيز مردود است زيرا عينيّت و غيريّت يك جا جمع نمىشوند به متن درس مراجعه نمائيد .
همين مطلب بالا مراد فلاسفهاى است كه معتقدند اعادهء معدوم به عينه ممتنع است .
مرحوم شيخ الرئيس بو على سينا و فلاسفهء ديگر براى اثبات محاليّت آن دلائلى ارائه كردهاند و جمعى از متكلّمان نيز براساس اينكه انگاشتند كه معادى كه شرايع آسمانى به آن قائل هستند از قبيل همان اعادهء معدوم به عينه مىباشد معتقد به جواز اعادهء معدوم به عينه شدهاند و لكن حقّ اين است كه مسألهء اعادهء معدوم به عينه با مسألهء معاد و حشر و نشر كه شرايع آسمانى به آن معتقدند از اساس با يكديگر فرق دارند زيرا معاد به معناى انتقال از يك نشأت به نشأت ديگر و از يك عالم به عالم ديگر است نه ايجاد بعد از عدم زيرا اعدامى نيست تا معاد عبارت از ايجاد بعد از اعدام باشد .
پس مىتوان ادّعا كرد كه اعادهء معدوم بعينه بطور كلّى عقلا محال است به چند دليل :
1 - تخلّل عدم بين شىء و نفس شىء محال است .
2 - ايجاد مماثل شىء از جميع جهات ابتداء محال است .
3 - معاد غير مبتداء است .
4 - اگر اعادهء معدوم به عينه جايز باشد در اين صورت عدد عود و اعاده در يك حدّ معيّنى متوقّف نمىشود در حالى كه معيّن بودن عود از لوازم موجود متشخّص مىباشد . تفصيل اين چهار دليل در متن درس ذكر شده مراجعه نمائيد .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 90
مساهمون: الشيخ حسين الحقاني
ص٩٠