براى اثبات محاليّت آن دلائلى ارائه كردهاند كه آنها بنابر بديهى بودن اين محاليّت « تنبيهات » به شمار مىآيند . از جملهء دلائل :
1 - تخلّل عدم بين شىء و نفس شىء محال است .
( و توضيح اين دليل به اين نحو است كه ) اگر براى موجود عقلا جايز باشد كه زمانى منعدم شده سپس در زمان ديگرى همان موجود تحقّق پيدا كند لازم مىآيد كه عدم ، بين شىء و خود شىء متخلّل شود و اين ، محال است زيرا اين ، مستلزم اين است كه شىء در دو زمان ، موجود باشد در حالى كه عدم ، بينشان متخلّل باشد .
2 - ايجاد مماثل شىء از جميع جهات ابتداء محال است .
اگر اعادهء شىء بعد از انعدامش جايز باشد لازم مىآيد كه ايجاد مماثل همان شىء از جميع جهات در ابتداء جايز باشد و اين محال است .
امّا ( بيان ) ملازمه ، اينكه شىء اعاده شده به عينه و مماثل او از جميع جهات از قبيل « مثلان » هستند و ( اين قاعده نيز نزد فلاسفه مسلّم است كه ) امثال ( يعنى اشيائى كه مثل هم هستند ) در چيزى كه جايز است و در چيزى كه جايز نيست حكم واحد دارند ( حكم الامثال فيما يجوز و ما لا يجوز واحد ) .
پس اگر ايجاد شىء به عينه براى مرتبهء دوّم به نحو اعاده جايز باشد ايجاد همان شىء ابتداء نيز بايد جايز باشد . ( در حالى كه به اتفّاق فلاسفه ايجاد همان شىء ابتداء به حكم عقل محال مىباشد ) .
هامش
- نجاة - اشارات و تنبيهات - منطق المشرقين - عيون الحكمه - رسالة فى معرفة النّفس النّاطقه و احوالها - رسالة فى الاكسير - القانون فى الطّب - تعليقات - النّكت و العوذ و . . . براى اطلاع بيشتر از حالات ابن سينا به كتابهاى ريحانة الادب - لغتنامهء دهخدا مادّهء ابو على سينا - دائرة المعارف اسلاميّه جلد سوّم ص 1 تا ص 10 و ساير كتب معتبر رجالى مراجعه نمائيد ( شارح ) .