تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
مىشود ( و اين ، با حكم امتناع ، سازگار نيست ) و مثل اين قضيّه باز قضيّه ديگرى است مثل : « شىء يا در ذهن ثابت است بالا ثابت » بيان شبههء تناقض در اين قضيّه اين است كه غير ثابت در ذهن به صورت ثابت در ذهن درمىآيد زيرا اين ( يعنى لاثابت در ذهن ) معقول بوده ، به وجود ذهنى موجود و ثابت است . ( بطور كلّى ) پاسخ اين شبهات اين است كه در ( قضيّهء اوّل يعنى : الجزئى جزئى » حكم به جزئيّت جزئى تنها به ملاحظهء حمل اوّلى است و اما به به ملاحظهء حمل شايع صناعى همين قضيّه كلّى است كه بر كثيرين صادق مىشود ( پس تناقضى در ميان نيست ) و ( نيز در قضيّهء دوّم يعنى قضيّهء اجتماع نقيضين ممتنع است ) حكم به امكان اجتماع نقيضين به ملاحظهء حمل اوّلى است و امّا همين حكم به ملاحظهء حمل شايع ممتنع است ( پس امكان اجتماع نقيضين به ملاحظهء حمل اوّلى منافاتى با امتناع اجتماع نقيضين به حمل شايع ندارد ) و ( نيز در قضيّهء سوّم يعنى قضّيهء : الشّىء امّا ثابت فى الذّهن اولا ثابت فى الذّهن ) لا ثابت در ذهن همان « لاثابت » است به حمل اوّلى ( يعنى ماهيّت خودش را دارد ) و امّا همين معنى به حمل شايع ( هنگامى كه در ذهن موجود مىشود و يك فرد ذهنى پيدا مىكند ) به صورت ثابت در ذهن درمىآيد ( پس لاثابت در ذهن به حمل اوّلى با ثابت در ذهن به حمل شايع با يكديگر تنافى ندارند ) .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 82 | الشيخ حسين الحقاني