درس پنجم ( 5 )
فصل چهارم در پارهاى از احكام عدم
سابقا گفتيم كه براى عدم شيئيّتى نيست پس عدم ، محض هلاك و بطلان است از اين نتيجه مىشود كه بين اعدام در عدم ، تمايزى نيست زيرا تمايز بين دو شىء يا به تمام ذات است مثل دو نوع كه تحت دو مقوله ( از مقولات عشره مثل جوهر و عرض و كمّ و كيف و اضافه و فعل و قوّه و . . . ) قرار دارند يا به بعض ذات است مثل دو نوع كه تحت يك مقوله واقع هستند ( مثل نوع سفيدى و سياهى كه هر دو تحت مقولهء لون به معناى رنگ كه جنس آن دو بشمار مىروند قرار دارند ) و يا ( تفاوت بين دو شىء ) به عوارض و خصوصيّاتى است كه عارض بر ذات مىشود مثل دو فرد از يك نوع ( مثل سفيدى اين كتاب و سياهى ديوار كه دو فرد از يك نوع سفيدى به شمار مىروند )
و ( بديهى است كه ) براى عدم ذاتى نيست ( تا براى او شيئيّتى باشد تا تمايزى بيكى از انواع تمايز بالا براى عدم تصوّر شود ) .
عدم مضاف :
آرى چه بسا عدم به وجود نسبت داده مىشود و از اينجا براى عدم حظّى و بهرهاى از