وجود با مرتبهء ديگر تنها به نفس ذات مرتبه است كه بسيط بوده و ما به الاشتراك عين ما به الامتياز مىباشد .
و با اين گفته منافاتى ندارد اگر عقل تمايز وجودى ( بين مراتب وجود ) را به جهت كثرت در وجود نسبت دهد نه به جهت وحدت ( وجه عدم تنافى بين آن دو اين است كه مراد از كثرت در وجود در حقيقت همان نفس ذات مراتب است ) .
و باز اين گفتهء بالا ( كه تمايز بين مراتب وجود به نفس ذات مراتب است ) منافاتى ندارد اگر اشتراك ( بين وجودها و مراتب وجود ) و سنخيّت ( در ميان وجودها و مراتب وجود ) به جهت وحدت نسبت داده شود ( زيرا ما به الاشتراك در وجود عين ما به الامتياز مىباشد پس مراتب وجود به جهت وحدت اصل وجود در وجود مشترك و در عين حال تمايز بين مراتب وجود نيز به نفس ذات مراتب است و اين دو ، هرگز با يكديگر تنافى ندارند ) .
[ فرع دوّم : ] اطلاق و تقييد در مراتب وجود
فرع دوّم : بين مراتب وجود به ملاحظهء قياس برخى از مراتب به برخى ديگر اطلاق و تقييد وجود دارد به جهت وجود اختلاف به شدّت و ضعف و نحو ايندو كه بين اين مراتب است ( پس وجود شديد نسبت به وجود ضعيف حالت اطلاق دارد چنان كه نور قوى نسبت به نور شديد ، مطلق مىباشد يعنى نور قوى همان مقدار نور موجود در مرتبهء ضعيف را دارد و مقدارى نيز زيادتر از آن پس نسبت نور قوى نسبت به نور ضعيف مثل نسبت اطلاق به تقييد است ) .
دليل اين مطلب اين است كه اگر ما دو مرتبه از مراتب وجود : مرتبهء شديد و مرتبهء ضعيف را فرض كنيم بديهى است در اين صورت بين آن دو مقايسه و نسبتى قهرا پديد مىآيد ( و در اين مقايسه مىيابيم ) كه مرتبهء ضعيف فاقد بعضى از كمالاتى است كه مرتبهء شديد آن را دارد و لكن مرتبهء شديد واجد همهء كمالاتى است كه مرتبهء ضعيف آن را دارا است و اين گونه به نظر مىرسد كه مرتبهء ضعيف از وجود برخى از كمالات و فقدان برخى ديگر ، تركيب شده پس ذات مرتبهء ضعيف مقيّد است به فقدان برخى از ( صفات و ) كمالات مرتبهء شديد و اگر خواستى