مىشود « 1 » و هر اندازه كه بالا رود و به مرتبهء اعلاى خود نزديكتر باشد محدوديّت آنها كمتر و وجود آنها وسيعتر مىباشد تا برسد به مرتبهء اعلى كه مطلق است و نهايت ندارد و مشتمل است بر هر كمال وجودى بدون اينكه محدود باشد .
فرع پنجم : [ وجود داراى حقيقت مشككه است ]
متن وجود به لحاظ شدّت و ضعفى كه در آن وجود دارد داراى دو حاشيه ( و دو حدّ ) است يك حد ما آن شدّت ( مراتب وجود تا برسد به واجب بالذّات كه نهايت شدّت در وجود است ) و حدّ ديگر آن ضعف ( مراتب وجود تا برسد به مادّهء اولى و هيولاى اولى كه قوّهء محض بوده كه جز قوّه بودن فعليّتى ندارد ) و اين است مقصود كسانى كه مىگويند وجود داراى حقيقت مشكّكه است .
فرع ششّم : [ حقيقت وجود داراى سه خصوصيت است ]
سعهء وجودى
از آنجا كه حقيقت وجود داراى سعه و انبساط است ( يعنى كه مراتب وجود مشتمل بر كمالات وجودى است ) داراى سه خصلت ( زير ) نيز هست :
[ 1 . خصوصيتّى به ملاحظهء حقيقت وجود ]
الف : خصوصيتّى به ملاحظهء حقيقت وجود كه همان عينيّت بسيط است .
[ 2 . خصوصيّتى براى وجود به ملاحظهء مراتب وجود ]
ب : خصوصيّتى براى وجود به ملاحظهء مرتبهاى از مراتب مختلف بسيط كه « ما به الامتياز » در اين مرتبه ( كه همان نفس ذات مرتبه است ) به « ما به الاشتراك » ( يعنى به حقيقت وجود مشترك در جميع مراتب وجود ) برمىگردد .
[ 3 . خصوصيّتى براى وجود به ملاحظهء عروض وجود بر ماهيت ]
ج : خصوصيّتى براى وجود به ملاحظهء ماهيّتها كه منبعث از وجود بوده ( زيرا حدّ وجود مىباشد و با وجود پيدا شده است و در عين حال ) محدّد وجود مىباشد ( يعنى براى وجود حدّ ايجاد مىكند ) .
واضح است خصوصيّت سوّم به ملاحظهء عروض وجود بر ماهيّتها ، براى وجود
هامش
( 1 ) - مراد به سعهء وجود و ضيق آن مشتمل بودن مرتبهء وجود است بر كمالى بيشتر يا كمتر ( مؤلّف ) .