تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
وجودى لاحق دارد ملاحظه كنيم ؛ به عبارت ديگر ، بايد شىء را از آن جهت كه ابتدا معدوم است و سپس موجود لحاظ كنيم و به زبان فلسفى شىء حادث از آن جهت كه حادث است عبارت است از شيئى كه به شرط وجود است پس از اينكه به شرط عدم بوده است . واضح است كه شيئى كه به شرط وجود است ضرورت به شرط محمول دارد و شيئى كه به شرط عدم است امتناع به شرط محمول دارد . پس شىء از آن جهت كه حادث است نسبت به وجود ضرورت به شرط محمول دارد پس از امتناع به شرط محمول ، بنابراين ، شىء حادث از آن جهت كه حادث است ابتدا ضرورت عدم دارد و سپس ضرورت وجود ؛ يعنى ، شىء از آن جهت كه حادث است همواره ضرورى است ، يا ضرورى الوجود يا ضرورى العدم و هو المطلوب : و استدلّوا عليه بانّ الماهيّة باعتبار وجودها ضروريّة الوجود و باعتبار عدمها ضروريّة العدم و هاتان ضرورتان به شرط المحمول و الضرورة مناط الغنا عن العلّة و السبب ؛ و الحدوث هو كون وجود الشىء بعد عدمه و ان شئت فقل : هو ترتّب احدى الضرورتين على الاخرى و الضرورة ، كما عرفت ، مناط الغنا عن العلّة و السبب ، فما لم تعتبر الماهيّة بامكانها ، لم يرتفع الغنا و لم تتحقّق الحاجة و لا تتحقّق الحاجة الّا بعلّتها و ليس لها الّا الامكان .

2 - 3 : برهان دوم

اين برهان مبتنى بر سه مقدمهء زير است : مقدمهء اوّل : علت احتياج به علت ضرورتا سابق بر احتياج است . مقدمه دوم : حدوث سابق بر احتياج نيست . مقدمه سوم : فقط امكان است كه صلاحيت عليت دارد و سابق بر احتياج است . نتيجهء مقدمهء اوّل و دوم اينكه حدوث علت احتياج به علت نيست و نتيجهء مقدمهء اوّل و سوم اينكه امكان علت احتياج به علت است . دليل مقدمهء اوّل اين قاعدهء كلى است كه « هرعلتى بر معلول خود مقدم است » ، خواه عليت آن ذهنى باشد خواه خارجى و در عليت خارجى نيز خواه آن عليت فاعلى باشد يا غائى و خواه صورى باشد يا مادى . دليل مقدمهء سوم اين است كه آنچه سابق بر احتياج است يا امكان است يا وجوب يا امتناع . به عبارت ديگر ، تنها اوصافى كه شىء قبل از اتصاف به احتياج به
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 233 | الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي / عبد الرسول عبوديت