بيان شد با قاعدهء « واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع الجهات » منافىاند . زيرا بنابراين قاعده ، كليهء صفاتى كه به واجب تعالى نسبت داده مىشوند و كليهء اسما و محمولاتى كه بر او حمل مىشوند نسبت به ذات ضرورت ازلى دارند ؛ يعنى ، خود ذات واجب قطع نظر از جميع اغيار براى انتزاع آنها و حمل آنها بر ذات كافى است و در اتصاف واجب به آنها و حمل آنها بر ذات احتياج نيست به اينكه غير واجب را اعتبار كنيم ، در حالى كه در اتصاف واجب به صفات اضافى و حمل اسماء اضافى بر او بايد غير واجب را نيز اعتبار كرد و خود ذات قطع نظر از اغيار كافى نيست . علاوه بر اينكه بنابراين قاعده صفات واجب واجباند و به مقتضاى وجوب ثابتاند و تغيير و تحولناپذير و حادث و زائل نشدنى ، در حالى كه اگر مضافاليه صفات و اسماء اضافى موجودات مادى باشند ، اين صفات و اسما قابل تغيير و تحولاند و اين خود تنافى ديگرى است با اين قاعده :
و اورد على اصل المسألة بانّه منقوض بالنسب و الاضافات اللاحقّة للذّات الواجبيّة من قبل افعاله المتعلّقة بمعلولاته الممكنة الحادثه ، فانّ النّسب و الاضافات قائمة باطرافها تابعة لها فى الامكان ، كالخلق و الرزق و الاحياء و الاماتة و غيرها .
5 : جواب اشكال
به اين اشكال دو جواب دادهاند : يكى جواب استاد علامه كه مورد قبول اكثر حكماست و از جمله صدر المتألهين نيز در برخى از كتابهايش « 1 » آن را پذيرفته است ، ديگر جواب صدر المتألهين در اسفار « 2 » كه مورد قبول برخى از پيروان وى « 3 » نيز واقع شده است . ما ابتدا به جواب استاد علامه ( ره ) مىپردازيم و سپس به جواب صدر المتألهين .
1 - 5 : جواب علامهء طباطبائى
به نظر علامهء طباطبائى صفات و اسماء اضافى واجب تعالى تخصّصا از اين قاعده خارجاند ، زيرا اگر در براهينى كه بر اين قاعده در اين كتاب اقامه شده است دقت شود ، ديده مىشود كه تكيهء همه اين براهين بر صفات كمالى است . صفت كمالى صفتى است كه تحقق آن براى
هامش
( 1 ) . صدر المتألهين ، المبدء و المعاد ، ص 74 .
( 2 ) . الاسفار الاربعة ، ج 1 ، ص 26 .
( 3 ) . لمعات الهيه ، ص 126 .