تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧

3 - 4 : توضيحى دربارهء صفات واجب

در صفات سلبى واجب ، هميشه مسلوب امرى عدمى است نه وجودى ، نقص است نه كمال ؛ پس واجد بودن واجب تعالى اين صفات را و نيز حمل اسماء مأخوذ از اين صفات بر ذات به اين معناست كه واجب هيچ‌گونه نقصى ندارد ؛ از هرنوع محدوديتى مبرّاست ؛ وجود صرف و كمال بحت است . بحث بيشتر در اين‌باره را به مرحلهء دوازدهم موكول مىكنيم . به نظر محققان از فلاسفهء اسلامى ؛ مانند فارابى ، ابن سينا و اتباع او ، شيخ اشراق ، خواجه ، مير داماد ، ملا صدرا و پيروان وى ؛ صفات حقيقى واجب ، اعم از حقيقى محض يا حقيقى ذات اضافه ، عين ذات واجب‌اند . مقصود از عينيّت با ذات عينيت ماهوى نيست ، واجب تعالى ماهيت ندارد تا عينيت ماهوى دربارهء او گمان رود . مقصود عينيت وجودى است ؛ يعنى ، وجود واجب تعالى ، همان خودش بدون لحاظ هيچ غيرى و بدون مقايسه با هيچ غيرى ، حيات و علم و قدرت و اراده و بصر و ساير اوصاف كمالى او نيز هست . اين‌گونه نيست كه خود واجب واقعيتى است و هريك از صفاتش نيز واقعيتى هستند متمايز كه عارض آن ذات شده‌اند و مرتبه‌اى از مراتب آن به شمار مىآيند . يك واقعيت بسيط محض و بدون حد و نهايت است كه خودبخود ، به تنهائى و بتمامه ، هم مصداق مفهوم وجود است هم وجوب هم علت هم قدرت هم اراده و غيره و نيز مصداق اسمائى است مانند موجود ، واجب ، عالم ، قادر ، مريد و غيره ؛ به تعبير رايج ، صفات واجب زائد بر ذات نيستند . علاوه بر اين ، هم از عدم زيادت اين صفات بر ذات مىتوان حدس زد و هم از براهين اقامه شده در اين فصل ثابت مىشود كه اين صفات نسبت به ذات واجب واجب‌اند و نيز اين صفات ، به دليل عينيت با ذات ، نه خود از يكديگر و نه هيچيك از ذات متمايز نيستند ؛ همه عين يكديگر و عين ذات‌اند ؛ پس اين صفات نه خود كثيرند و نه موجب كثرتى در ذات‌اند و نه بين آنها و ذات كثرتى وجود دارد ؛ وحدت و بساطت محض حكمفرماست و بالاخره اين صفات قابل تغيير و تحول نيستند ، زيرا هرامر واجبى ثابت و دائم است ؛ پس هم ذات واجب ثابت و تغييرناپذير است و هم صفاتش ؛ نه صفتى براى او قابل حدوث است و نه صفتى قابل زوال . واضح است كه اين احكام در مورد اسماء مأخوذ از اين صفات نيز جارى است . پس حاصل اينكه صفات حقيقى واجب تعالى ، اعم از محض و ذات اضافه ، و نيز اسماء مأخوذ از اين صفات داراى ويژگيهاى زيرند :
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 167 | الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي / عبد الرسول عبوديت