1 - زائد بر ذات نيستند ؛
2 - نسبت به ذات ضرورى ازلى هستند ؛
3 - مستلزم هيچ نوع كثرتى نيستند ؛
4 - تغيير و تحول ناپذيرند .
اما در مورد صفات اضافى واجب تعالى مسئله به شكل ديگرى است كه ذيلا به آن مىپردازيم .
4 - 4 : صفات اضافى واجب تعالى
به نظر حكماى قبل از صدر المتألهين اين صفات و اسماء مأخوذ از آنها :
1 - زائد بر ذاتاند ؛
2 - نسبت به ذات ممكناند ؛
3 - هرچند مستلزم كثرتى در ذات نيستند ، به نظر بسيارى خود اين صفات كثيرند و مانند صفات حقيقى نيستند كه همه عين يكديگرند ؛
4 - تغيير و تحول پذيرند ، اگر مضافاليه آنها موجود ممكن قابل تغيير و تحولى باشد .
از توضيحاتى كه دربارهء صفات حقيقى و اضافى داديم ، به خوبى روشن مىشود كه چرا احكام صفات اضافى واجب غير از احكام صفات حقيقى اوست . همانطور كه گفتيم ، صفات حقيقى متقرر در ذات موصوفاند ، حاكى از متن واقعيت موصوف يا حاكى از كمال و مرتبهاى از مراتب موصوفاند ، كم و زياد شدن آنها موجب نقص و كمال موصوف است . طبعا در واجب تعالى كه ، به دليل وجوب ذاتيش ، نامحدود و كامل على الاطلاق و بسيط محض است اين صفات بايد زائد بر ذات نباشند و الا لازم مىآيد كه ذات به خودى خود و بدون اين صفت كامل نباشد و اين منافى است با كمال على الاطلاق واجب تعالى و نيز نبايد كثير باشند بلكه بايد همه عين يكديگر و عين ذات باشند و الا لازم مىآيد كه ذات واجب تعالى بسيط محض نباشد و نيز همه ثابت و غير قابل حدوث و زوالاند ، زيرا به دلائلى كه در مبحث قوه و فعل خواهد آمد فقط امور مادى هستند كه ذات يا صفات متقرر در ذاتشان قابل تغيير و تحولاند و واجب تعالى مجرد است و نيز اين صفات واجباند و نسبت به ذات ضرورى ازلىاند ، چون عين ذاتاند و ذات به خودى خود و صرفنظر از هرغيرى كافى است براى انتزاع اين صفات و حمل اسماء مأخوذ از آنها بر ذات ؛ ولى صفات اضافى متقرر در ذات نيستند ، نه حاكى از