تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧

3 - 4 : اشكال سوم و جواب آن

1 - 3 - 4 : اشكال

اصالت وجود مستلزم اشتراك لفظى واژهء « موجود » است و اين خلاف فرض است ، زيرا اشتراك معنوى « وجود » و « موجود » خود يكى از مقدمات اصالت وجود است . گفته شد كه معناى اصالت وجود و اعتباريت ماهيت اين است كه وجود بذاته موجود است و ماهيت به اعتبار وجود موجود مىباشد ؛ و به تعبيرى كه در 1 - 1 - 4 بيان شد ، وجود براى موجود بودن نياز به‌وجود زائد ندارد و لازم نيست كه وجود ديگرى به آن منضم شود تا موجود گردد ، بلكه خود عين موجوديت است ، بر خلاف ماهيت كه براى موجود شدن نياز به وجود زائد دارد ، بايد وجودى ، به منزلهء مبدأ اشتقاق ، براى آن تحقق يابد تا به لحاظ آن مفهوم « موجود » بر آن حمل گردد . پس وقتى مىگوييم : « ماهيت شىء موجود است » به معناى اين است كه داراى وجود است و وقتى مىگوييم : « وجود آن موجود است » به معناى اين است كه عين وجود است ، عين موجوديت است . يعنى واژه « موجود » ، كه يكى از مشتقات است ، وقتى بر ماهيت اطلاق مىشود به معناى « ذات ثبت له الوجود » است و وقتى بر وجود آن اطلاق مىگردد ، به معناى « هو الوجود » است . بنابراين ، اين واژه بر وجود و ماهيت به يك معنا اطلاق نمىشود و لهذا بين آن دو مشترك لفظى است ، در حالىكه طرح مسئله اصالت وجود مبتنى بر فرض اشتراك معنوى وجود است ، چنان كه در مقدمهء چهارم در 1 - 4 - 2 گذشت . على هذا قبول اصالت وجود و اعتباريت ماهيت منجر به نتيجه‌اى مىشود كه منافى با مقدمات و مبانى مسئله است : لو كان الوجود موجودا بذاته و الماهيّة موجودة بغيرها ، الذى هو الوجود ، كان مفهوم الوجود مشتركا بين « ما بنفسه » و « ما بغيره » [ اى ، بعرض غيره ] ، فلم يتمّ مفروض الحجّة ، من انّ الوجود مشترك معنوىّ بين الموجودات لا لفظىّ .

2 - 3 - 4 : جواب

اين اشكال نيز ناشى از اشتباه بين مفهوم « موجود » و مصاديق آن است . تفاوتى كه در اشكال فوق مطرح شده است در ناحيهء مصاديق « موجود » است ، نه در ناحيهء مفهوم آن . واژهء « موجود »