تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
آنكه خصوصيت لغيره ، يعنى اين خصوصيت كه اضافهء به محلّ عين واقعيت وجود رابطى است نه زائد و عارض بر آن ، نه‌تنها موجب مىشود كه وجود رابطى بعينه كمال محلّ باشد ، بلكه موجب مىشود كه خود كمالى براى خود نباشد ؛ يعنى ، هرچند وجود رابطى تحقق يافته است ، نحوهء تحقق آن طورى است كه خودش واجد خود نيست ، ديگرى واجد آن است ، بودن او يعنى بودن براى ديگرى نه براى خود ؛ به تعبير فلسفى ، وجود رابطى وجود لنفسه ندارد . البته وقتى گفته مىشود وجود رابطى وجود فى نفسه لغيره است خود متضمن اين است كه لنفسه نيست و نيازى نيست كه لنفسه نبودن آن جداگانه مورد تأكيد قرار گيرد ، در عين‌حال ما آن را مورد تأكيد قرار داديم ، زيرا نكته‌اى است دقيق كه ذهن انسان ناخودآگاه از آن غافل مىماند و موجب مىشود پاره‌اى از مباحث فلسفى كه متكى به اين نكته‌اند بدرستى درك نشده با اشكالات ناوارد مورد حمله واقع شوند . مثلا در مبحث علم و عالم و معلوم ، براى اثبات عدم آگاهى وجود رابط از خودش ( نفى خودآگاهى فلسفى ) و نيز در باب جعل براى اثبات جعل تأليفى و همچنين در بحث حركت جوهرى براى اثبات اينكه متحرك ذاتى منحصر در جوهر است و در اعراض نمىتوان به يك متحرك ذاتى دست يافت از اين ويژگى وجود رابطى استفاده شده است . از آنچه گفته شد مىتوان منظور از وجود لنفسه را نيز دريافت ، وجود فى نفسه‌اى است كه هويت و وجود آن عين اضافه و ارتباط به شيئى ديگر نيست ، مستقل از ساير اشياست و لهذا نه عدمش نقصان شىء ديگر به حساب مىآيد و نه وجود و كمالات وجوديش كمالات شىء ديگر محسوب مىشوند . نبودنش نقصان خود آن و وجود و كمالات وجوديش تنها كمالات خود آن هستند

2 - 1 : ذكر يك مثال و مقايسه

براى روشن شدن مطالب گفته‌شده ، با ذكر يك مثال ، وجود رابطى را كه عين اضافه به محلّ است با اضافه‌هاى عرفى ، مثل اضافهء شىء به مكانش ، مقايسه مىكنيم . دو مثال سفيدى و جسم و آب و حوض را درنظر مىگيريم . سفيدى و جسم از باب وجود رابطى و محل آن هستند و آب و حوض از باب شىء و مكان شىء ، هم از اضافهء سفيدى با جسم با واژه « در » يا « فى » تعبير مىكنيم و هم از اضافهء آب به حوض : سفيدى در جسم است و آب در حوض است . در مثال آب و حوض ، پيش از اينكه آب در حوض ريخته شود هريك از آن دو مستقل از