مقدمهء اول اين قياس درست است ولى كليت مقدمهء دوم آن جاى تأمّل دارد و بايد تفصيل داده شود . توضيح اينكه ، هرچند عدم حقيقى چيزى نيست و وجود و تمايزى ندارد تا نوبت به مستقل يا رابط بودن آن برسد ، ذهن انسان قادر است به تبع وجودى كه اين عدم عدم آن است وجود و شيئيت و تمايز براى آن فرض كند و بعد از اين فرض به تبع همين وجود آن را رابط يا مستقل اعتبار نمايد ، اگر آن وجود رابط است ، عدم آن نيز رابط است و اگر آن وجود مستقل است ، عدم آن نيز مستقل است . براى روشن شدن مقصود ، علت و معلول را در نظر مىگيريم . آنچه در خارج محقق است تنها وجود علت و وجود معلول است و اگر رابطهء عليت و معلوليتى وجود داشته باشد ، حقيقتا بين همين دو وجود است و لا غير ولى ذهن انسان عدم علت را نيز شيئى فرض مىكند كه جاى خالى وجود علت را پر كرده است و همچنين است در عدم معلول . با چنين فرضى عدم علت غير از عدم معلول و متمايز از آن است و نيز هركدام از اين دو داراى شيئيت و وجود هستند . پس ذهن انسان با اين فرض براى عدم علت و عدم معلول وجود و شيئيت و تمايزى به تبع وجود علت و وجود معلول فرض كرده است و پس از اين فرض ، به دليل مقارنت ضرورى بين اين دو عدم در خارج ، يكى را علّت و ديگرى را معلول اعتبار مىكند ، بدينترتيب ، علىرغم اينكه در خارج نه عدم علت هست نه عدم معلول و نه تأثير و تأثرى بين اين دو ، حكم مىكند به اينكه عدم علت علت عدم معلول است و ما نيز اين حكم را صادق مىدانيم . اكنون عدم مستقل و عدم رابط نيز به همين صورت قابل تصويرند . مثلا ، براى اعتبار وجود رابط عملكرد ذهن به اين شكل است كه ذهن قضيهء سالبه را كه بين موضوع و محمول آن در خارج ارتباطى نيست در نظر مىگيرد . ابتدا در مطابق اين قضيه ، يعنى بين موضوع و محمول آن در خارج ، وجود رابط نيافته جاى آن را خالى مىبيند و درنتيجه حكم مىكند به اينكه در خارج بين اين موضوع و محمول وجود رابط نيست يا وجود رابط معدوم است . تا اينجا براى عدم شيئيت و وجودى فرض نكرده است ولى سپس فرض مىكند كه اين عدم چيزى است كه جاى خالى آن وجود را پر كرده است ، با چنين فرضى به تبع وجود رابط براى عدم آن نيز شيئيت و وجود و تمايز اعتبار مىكند . اكنون براى اين عدم كه با اعتبار فوق شيئيت و وجود پيدا كرده است اعتبار ديگرى مىكند به اين صورت كه همانطور كه خود وجود رابط يك رابط وجودى بين وجود خارجى موضوع و محمول است هنگامى كه باهم مرتبطاند ، عدم آن نيز يك رابطهء عدمى بين وجود خارجى موضوع و محمول
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 256
مساهمون: الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي
ص٢٥٦