مفهومى كه موضوع و محمولاند هم مىتوان اتحاد آن دو را به لحاظ محكىّ و مطابقشان در نظر گرفت و هم اتحاد آن دو را به لحاظ خودشان بدون توجه به محكيّشان ، ولى اصطلاح حمل اوّلى صرفا در قضيهاى بهكار مىرود كه اتحاد دو مفهوم نه به لحاظ مطابقشان بلكه به لحاظ خودشان مدّنظر باشد . آرى ، اگر اصطلاح حمل اوّلى تعميم داده شود بهطورى كه ثبوت شىء خارجى لنفسه را نيز شامل گردد ، بدين معنى كه مقصود از حمل اوّلى همان ثبوت شىء لنفسه باشد ، خواه اين شىء خارجى باشد و خواه ذهنى ، در اين صورت قسم اول ، يعنى حمل شىء خارجى بر خودش ، قضيهء حمليهء اوليهاى است كه واجد مطابقى وراى موضوع و محمول است ولى در مطابق اين قضيه نيز وجود رابط محقق نيست ، چون موضوع و محمول در خارج يك چيزند و تحقق وجود رابط بين آنها مستلزم تحقق رابط است بين شىء و خودش .
4 - 6 : فرع چهارم - نفى عدم رابط و برهان آن
تا اينجا ، گفته شد كه وجود يا مستقل است يا رابط ، اكنون سؤال اين است : « آيا عدم را نيز مانند وجود مىتوان به دو قسم مستقل و رابط تقسيم كرد يا خير ؟ » جواب منفى است . عدم قابل انقسام به مستقل و رابط نيست ، زيرا رابط چيزى است قائم به طرفين ، طبعا تحقق عدم رابط ( يا رابط عدمى ، يعنى رابطى كه از سنخ عدم است ) مستلزم اين است كه عدم شيئيت و وجود داشته باشد و ليكن در مرحلهء اوّل گفته شد كه عدم چيزى نيست ، شيئيتى ندارد ، وجود براى آن متصور نيست تا قائم به طرفين باشد يا نباشد . گذشته از اين ، اگر عدم تقسيم به رابط و مستقل بشود ، مستلزم اين است كه عدم مستقل غير از عدم رابط و از يكديگر متمايز باشند و اين به معناى تمايز در اعدام است و حال آنكه در اعدام تمايزى نيست :
الرابع ، انّ العدم لا يتحقّق منه رابط ، اذ لا شيئيّة له و لا تمايز فيه .
1 - 4 - 6 : تفصيلى در نفى عدم رابط
دليلى كه بر نفى عدم رابط اقامه شد باختصار مبتنى بر دو مقدمهء زير بود :
مقدمهء اوّل : هر رابطى مستلزم وجود و شيئيت و تمايز است .
مقدمهء دوم : هيچ عدمى وجود و شيئيت و تمايز ندارد .
نتيجه : هيچ رابطى از سنخ عدم نيست و به عبارت ديگر عدم رابط يا رابط عدمى نداريم .