وجود فى نفسه يك طرف باشد ، به اين صورت كه وجود فى نفسه محمول عين وجودش براى موضوع باشد و خواه اين اتحاد خود وجودى خاص به خود داشته باشد غير از وجود موضوع و محمول كه از سنخ وجود رابط است . پس اين مقدمه وقتى به شكل صحيحش در نظر گرفته شود نتيجهء برهان بيش از اين نيست كه ما در خارج دو وجود مستقل داريم كه بهنحوى باهم متحدند : يا به اين نحو كه وجود فى نفسه يكى خود عين اضافه و ارتباط به ديگرى است و يا به اين نحو كه دو وجود فى نفسهاند كه بهوسيلهء يك وجود رابط باهم متحد شدهاند . بنابراين ، اين برهان خصوص شق دوم ؛ يعنى ، اتحاد دو وجود مستقل بهوسيله يك وجود رابط را كه عين وجود هيچيك از دو طرف نيست ، اثبات نمىكند و باصطلاح دليل اعم از مدعاست .
علاوه بر اينكه دربارهء هر جوهر و عرضى كه حالّ در آن جوهر است مىتوان يك قضيهء خارجيه تشكيل داد و مثلا گفت : « جسم داراى سفيدى است » يا « جسم سفيد است » ، « انسان داراى علم است » يا « انسان عالم است » و امثال ذلك . اگر برهان فوق تمام باشد ، بايد بين وجود خارجى جسم و بياض يا انسان و علم و بهطوركلى بين وجود هر جوهر و عرضى كه حالّ در آن است يك وجود رابط واسطه باشد كه همو سبب اتحاد اين جوهر و عرض شده است ، با اينكه خود استاد علامه رحمه اللّه بين وجود خارجى جوهر و عرض قائل بهواسطهاى بهنام « وجود رابط » كه سبب اتحاد آن دو باشد نيستند ؛ بلكه چنان كه در فصل سوم همين مرحله خواهد آمد ، معتقدند كه همان نحوهء وجود فى نفسه و مستقل عرض خود طورى است كه قائم به جوهر است و به تعبير فلسفى وجود فى نفسه عرض عين وجودش براى جوهر است ، اضافه و ارتباط عرض به جوهر عين وجود عرض است ، نه اينكه وجود فى نفسه عرض چيزى است و اضافه و ارتباط آن به جوهر چيز ديگرى است كه عين وجود او نيست .
5 : گذرى بر اصطلاحات مطرح در اين فصل
ما در اين فصل اصطلاحات مختلفى بهكار برديم كه پارهاى از آنها بين چند معنا مشترك بود و احيانا ممكن است موجب گمراهى خواننده بشود . بنابراين ، بهتر است قبل از پرداختن به فروع فصل ، مرورى بر اصطلاحات كرده و مجموعهء آنها را يك جا يادآور شويم ، تا از هرگونه اشتباهى پرهيز گردد . آنچه در ميان اين اصطلاحات بيش از همه منشأ اشتباه است اصطلاح « وجود رابط » است كه با ذكر معانى مختلف آن و يادآورى معانى متقابل آن در هر مورد