مجموعهء اصطلاحات روشن مىشود . ما تا اينجا دو معنا براى واژهء وجود رابط ذكر كرديم و با توجه به معناى ديگرى كه قبل از ميرداماد رحمه اللّه براى اين واژه رايج بوده است مجموعا سه معنا براى اين لفظ وجود دارد :
1 - 5 : وجود رابط به معناى وجود خارجى عين الربط بهوجود ديگر
صدر المتألهين واژهء « وجود رابط » را براى اين معنا وضع كرد و از آن پس رايج گرديد ، به چنين وجودى « وجود فقرى » نيز مىگويند و در اين كتاب به آن « وجود فى غيره » هم گفته شده است .
در مقابل وجود رابط به اين معنا وجود مستقل قرار دارد كه آن نيز وجودى است خارجى ، در اين كتاب بهوجود مستقل « وجود فى نفسه » و « وجود محمولى » هم اطلاق شده است .
2 - 5 : وجود رابط به معناى مفهوم حرفى وجود
وجود رابط به اين معنا مفهومى است عين الربط به مفهوم موضوع و محمول ( در قضيه ) يا به مفهوم مضاف و مضاف اليه ( در مركب تقييدى ) ، بهوجود رابط به اين معنا « كان ناقصه ، ثبوت شىء لشىء ، وجود شىء لشىء ، وجود مقيد ، نسبت حكميه ، وجود فى غيره و وجود لا فى نفسه » نيز مىگويند ، در فارسى از آن با لفظ « است » تعبير مىكنند . در مقابل اين معنا از وجود رابط ، وجود محمولى قرار دارد كه همان مفهوم اسمى و مستقل وجود است كه در هليات بسيطه محمول واقع مىشود و به آن « كان تامه ، ثبوت الشىء ، وجود الشىء ، وجود ، ثبوت ، وجود مطلق و وجود فى نفسه » نيز مىگويند و در فارسى از آن با لفظ « هستى » ياد مىكنند .
3 - 5 : وجود رابط به معناى وجود خارجى مستقل ناعت
وجود رابط به اين معنا حالّ در وجود ديگر و ناعت آن است ، البته اين تعبير نارساست ؛ دقيقتر بگوييم ، وجود مستقلى است كه اضافه و ارتباط به غير دارد و اين اضافه و ارتباط به غير عين خود همين وجود مستقل است و به زبان فلسفى وجود فى نفسهاى است كه عين وجود للغير نيز هست ، مانند وجود عرض ، وجود صورت و وجود معلول ( به نظر قدما ) . اين معنا براى وجود رابط قبل از ميرداماد رحمه اللّه رواج داشته است ولى وى ، براى جلوگيرى از اشتباه آن با معناى دوم ، براى اين معنا اصطلاح « وجود رابطى » را وضع كرد و صدر المتألهين رحمه اللّه نيز