تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
هم قرار گيرند ، تا پاى مفاهيم حرفى به ميان نيايد ، قضيه و جمله‌اى ساخته نمىشود . مفاهيم جسم و سفيد دو مفهوم مستقل اسمى هستند كه باهم بىارتباطاند اما هنگامى كه مفهوم « است » ، كه از مفاهيم حرفى است ، بين آنها قرار مىگيرد به يكديگر مرتبط مىشوند و به صورت جملهء « جسم سفيد است » درمىآيند « 1 » .

2 - 3 : مقصود از وجود محمولى و رابط

به عقيدهء حكما ، براى لفظ « وجود » در ذهن انسان ، دو معنا و مفهوم وجود دارد كه يكى از آنها مفهوم اسمى و مستقل است و ديگرى حرفى و غيرمستقل . مقصود از وجود محمولى همان مفهوم اسمى و مستقل وجود است و مقصود از وجود رابط ( در مقابل وجود محمولى نه در مقابل وجود مستقل ) همان مفهوم حرفى و غيرمستقل وجود است . وجود رابط ، نظر به اينكه مفهومى است حرفى كه حيثيت آن حيثيت ربط بين موضوع و محمول است ، مستقلا قابل تصور نيست و لهذا نمىتوان آن را بر چيزى حمل كرد ، ( زيرا مفهومى كه محمول واقع مىشود بايد خود مستقلا قابل تصور باشد ) اما وجود محمولى ، چون بتنهايى قابل تصور است ، مىتوان آن را محمول قرار داد و بر موضوع حمل كرد و به همين دليل است كه نام آن را وجود محمولى نهاده‌اند . قضايايى كه محمولشان وجود محمولى است به هليات بسيطه مشهورند و ساير قضايا به هليات مركبه . وجود محمولى همان مفهومى است كه در ادبيات عرب با لفظ « كان » تامّه و در ادبيات فارسى با لفظ « هست » از آن تعبير مىكنند و وجود رابط همان مفهومى است كه در ادبيات عرب با لفظ « كان » ناقصه و در ادبيات فارسى با لفظ « است » بر آن دلالت مىشود . در عرف حكما ، از وجود محمولى با تعبير « وجود ، ثبوت ، وجود مطلق ، وجود فى نفسه » و گاهى « وجود الشىء ، ثبوت الشىء » ياد مىكنند و از وجود رابط با تعبير « وجود مقيّد ، وجود فى غيره ، وجود لا فى نفسه ، وجود شىء لشىء و ثبوت شىء لشىء . »

3 - 3 : وجود رابط و محمولى مشترك لفظىاند يا معنوى ؟

صدر المتألهين در بحث وجود رابطى قائل است كه اطلاق لفظ « وجود » بر وجود محمولى و
هامش
( 1 ) - ر . ك . شرح مبسوط منظومه ، جلد سوم ، قسمت شناخت .