تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥

1 - 6 - 8 : تاريخچهء بحث

اين سؤال كه « تخصص وجود به چيست ؟ » ابتدا در كتب متكلمين مطرح‌شده . براى فهم مقصود آنها ، لازم است بدانيم كه قبل از صدر المتألهين مباحث فلسفى ناخودآگاه براساس اصالت ماهيت طرح و بررسى مىشده است و كمتر بحثى يافت مىشود كه از آن بوى اصالت وجود به مشام برسد . در بيشتر مباحث ، اثرى نامرئى از اصالت ماهيت وجود دارد . اين اثر حتى در پاره‌اى از مباحثى كه خود صدر المتألهين ( ره ) مطرح كرده است به چشم مىخورد . اگر ذهن انسان به اصالت ماهيت خو گرفته باشد ، طبعا با شنيدن لفظ « وجود » مفهوم وجود به ذهن متبادر مىشود و از گفتن آن نيز مفهوم وجود اراده مىشود . پس در مباحث كلامى - كه همه متعلق به حوزه‌هاى فلسفى كلامى قبل از صدر المتألهين است - هنگامى كه لفظ وجود به‌كار برده مىشود جز مفهوم عامّ وجود اراده نمىشود . با توجه به اين مطلب ، معناى سؤال فوق در نظر متكلمين اين است كه « مفهوم عام وجود به چه چيزى تخصّص پيدا مىكند ؟ » ؛ يعنى ، مفهوم عامّ وجود چگونه خاص و مقيّد مىشود . گاه صريحا به‌جاى واژهء « تخصص » از واژهء « تقيّد » استفاده شده است و سؤال اينچنين مطرح شده است كه « مفهوم وجود با چه چيزى مقيّد مىشود ؟ » . در هرحال ، معناى اين سؤال در مباحث كلامى روشن است . سؤالى است دربارهء مفهوم وجود كه مفهومى است عام و اينكه اين مفهوم عام چگونه مقيد و خاص مىگردد . جواب آن نيز روشن است ، بايد مفهوم ديگرى به آن ضميمه گردد تا خاص و مقيد شود كه آن مفهوم نيز معمولا جز مفهوم ماهوى نيست ، مثل وجود انسان ، وجود درخت ، وجود سنگ كه هر سه خاص و مقيدند . پس با اين توضيح ، وقتى در عرف متكلمين گفته مىشود : « وجود عام يا مطلق و وجود خاص يا مقيد » جز مفهوم عام وجود و مفهوم خاص و مقيد آن چيز ديگرى در نظر نيست . البته در عرف ايشان ، وجود عام و مطلق و نيز وجود خاص و مقيد گاهى به معناى مفاد كان تامّه و مفاد كان ناقصه نيز به‌كار رفته است ، يعنى به ثبوت الشىء يا محمول هلّيهء بسيطه « وجود عام و مطلق » گفته‌اند و به ثبوت شىء لشىء يا محمولات هليات مركبه « وجود مقيد و خاص » كه اصطلاح دوم - محمول هليهء بسيطه و محمول هليهء مركبه - به فلسفه نيز سرايت كرده است و در كتب فعلى حكمت نيز گاهى وجود مطلق و مقيد به همين معنا به‌كار مىروند . در هرحال ، فعلا با اصطلاح دوم كارى نداريم ، آنچه مربوط به بحث ماست همان اصطلاح اول است كه براساس آن ، وجود عام و مطلق عبارت است از مفهوم عام