محدوديتهاى آن كمتر است و وسعت و اطلاقش بيشتر و بالعكس : هرچه ضعيفتر باشد ، سلبها و محدوديتهاى آن بيشتر است و وسعت و اطلاق آن كمتر . پس با توجه به اينكه مراتب وجود با تنزل يافتن از مرتبهء اعلى ضعيف مىشوند و با ترقّى و بالا رفتن به سوى مرتبهء اعلى شديد مىگردند ، مىتوان گفت كه مراتب وجود ، هرچه تنزل يابند ، سعهء آنها كمتر و محدوديت آنها بيشتر مىشود و هرچه ترقى نمايند ، سعهء آنها بيشتر و محدوديت آنها كمتر مىشود تا برسيم به مرتبهء اعلاى وجود كه هيچ محدوديتى ندارد و داراى سعهء بىنهايت است ، هيچ عدم و سلبى در اين مرتبه نيست و وجود خالص صرف و بسيط من جميع الجهات است :
الامر الرابع ، انّ المرتبة ، كلّما تنزّلت ، زادت حدودها و ضاق وجودها و كلّما عرجت و زادت قربا من اعلى المراتب ، قلّت حدودها و اتّسع وجودها ، حتى يبلغ اعلى المراتب ، فهى مشتملة على كلّ كمال وجودىّ من غير تحديد و مطلقة من غير نهاية .
5 - 8 : فرع پنجم
مطلب اين فرع نيز در ضمن فروع گذشته بيان شد و باختصار اينكه ما وقتى از مراتب ضعيف به سوى مراتب شديد سير مىكنيم در نهايت منتهى مىشويم به مرتبهء اعلاى وجود كه حدّ و نهايتى ندارد و فوق آن مرتبهء ديگرى متصور نيست ؛ و وقتى از مراتب شديد به سوى مراتب ضعيف سير مىكنيم منتهى مىشويم به ضعيفترين مرتبهء وجود كه بعد از آن مرتبهء ديگرى از وجود متصوّر نيست ، بلكه پس از آن عدم صرف است و اين همان مرتبهء قوّهء صرف است كه فعليتى جز بالقوه بودن ندارد . پس براى سلسله مراتب وجود دو طرف و به تعبير كتاب دو « حاشيه » وجود دارد : حاشيهاى در جانب شدت آن و حاشيهاى در جانب ضعف آن :
الامر الخامس ، انّ للوجود حاشيتين من حيث الشدّة و الضعف و هذا ما يقتضى به القول بكون الوجود حقيقة مشكّكة .
6 - 8 : فرع ششم
در اين فرع ، درصدد پاسخ به اين سؤال هستيم كه « تخصص وجود به چيست ؟ » اين فرع در اسفار « 1 » ، به صورت يك فصل مستقل تحت عنوان « تخصص الوجود بماذا ؟ » مطرح شده است .
براى روشن شدن سؤال فوق ، نخست بايد تاريخچهء اين بحث را مطرح كرد .
هامش
( 1 ) - الاسفار الاربعه ، ج 1 ، ص 44 .