هيچ جنس مشتركى ندارند نيز تخصصشان به نفس ذات خودشان است . اكنون در اينجا نيز ، وقتى گفته مىشود تخصص حقيقت مطلق وجود به نفس ذات اوست به همين معناست ؛ يعنى ، وقتى ما حقيقت مطلق وجود را از يكسو و ماهيات را از سوى ديگر لحاظ مىكنيم ، مىبينيم جد شدن و ممتاز شدن اين حقيقت از ماهيات احتياج به غير ندارد ، بلكه خود آن بالذات و خودبخود از ماهيات جدا و ممتاز است . به عبارت ديگر ، حقيقت ديگرى بين حقيقت كلى وجود و ماهيات مشترك نيست تا محتاج باشد به مخصّص و مقيدى كه آن دو را از يكديگر ممتاز سازد . ذات وجود بهخودىخود ممتاز و متخصّص است ، بويژه كه وجود عينى عين تعيّن است و به قول معروف : « وجود مساوق با تعيّن است . »
واضح است كه حقيقت وجود بالحقيقة و بالذات متصف به اين نوع تخصص مىشود نه بالعرض و المجاز . اين تخصص حقيقتا صفت خود حقيقت مطلق وجود است .
ب ) تخصص به مراتب
در تشكيك وجود گفته شد كه حقيقت مطلق وجود خود در خارج داراى مراتب طولى است كه تمايز آنها به كمال و نقص و شدت و ضعف است و ما به الامتياز آنها به ما به الاشتراكشان برمىگردد ؛ مثل مرتبهء واجب ، مرتبهء عقل اول ، مرتبهء عقل ثانى تا مرتبهء عقل فعال ، مرتبهء عالم مثال ، مرتبهء عالم اجسام . ممكن است پارهاى از اين مراتب خود داراى مراتب طولى ديگرى باشند . هر مرتبهاى در واقع حصهاى از حقيقت مطلق وجود است ؛ يعنى ، تمام حصص و مراتب در حقيقت مطلق وجود مشتركاند . مقصود اشتراك مفهومى نيست ، مقصود اين است كه حقيقت وجود با سعهء وجودى خود شامل تمام اين مراتب و حصص است . واضح است كه ممتاز شدن يك حصه و مرتبهء خاص از خود حقيقت كلى و مطلق ، كه شامل تمام حصص و مراتب است ، و نيز جدا شدن يك حصه و مرتبه از حصه و مرتبهء ديگر احتياج به مقيد و مخصص دارد و خود ذات حقيقت مطلق وجود براى اين تخصص كافى نيست . در اينجا ، مخصص هر مرتبهاى خصوصيت آن مرتبه است . شدت مرتبهء شديد ، كه عين ذات آن مرتبه است ، موجب امتياز و تخصص اين مرتبهء وجود است از خود حقيقت مطلق وجود و نيز از ساير مراتب .
اين نوع تخصص نيز حقيقتا و بالذات صفت مرتبهء وجود است و چون مرتبهء وجود به