تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
چنين امرى ملتزم شده‌اند « 1 » ولى ارادهء چنين معنايى با وصفى كه در اين كتاب براى تشكيك آمده است سازگار نيست ، زيرا در اين كتاب حقايق تشكيكى به منزلهء مراتب يك حقيقت واحد كه اختلاف آنها به كمال و نقص و شدت و ضعف است معرفى شده‌اند .

4 - 6 : اشكال بر برهان

در برهان مذكور در 1 - 4 ، دو مقدمه ذكر شد كه مقدّمهء اول اين بود كه « مفهوم وجود مفهومى واحد است » و مقدمهء دوم اينكه « مصاديق مفهوم واحد داراى جهت اشتراك واحدى هستند » . به نظر مىرسد كه مقدمه دوم اين قياس نيز مخدوش است . ما ابتدا آن را نقض و سپس اشكالش را بيان مىكنيم .

1 - 4 - 6 : نقض

موارد متعددى در فلسفه وجود دارد كه به اقرار خود حكما مصاديق مفهوم واحد واجد هيچ جهت اشتراكى نيستند و متباين به تمام ذات هستند ولى ذهن از آنها مفهومى واحد انتزاع و بر آنها حمل مىكند . مثلا اجناس عاليه يا مقولات عشر متباين به تمام ذات هستند ، هيچ مقوله‌اى با مقولهء ديگر در هيچ جهتى اشتراك ندارد ولى ذهن انسان مفهوم « ماهيت » را از آنها انتزاع و بر آنها حمل مىكند و نيز مفهوم « عرض » را از نه مقولهء عرضى انتزاع نموده بر آنها حمل مىكند .

2 - 4 - 6 : اشكال

مقدمهء مزبور تنها در مورد معقولات اولى صحيح است . در مرحلهء چهارم / فصل اول / 2 - 1 - 3 - 7 و 1 - 3 - 7 ، خواهيم گفت كه معقولات اولى مفاهيمى هستند كه عروض و اتّصافشان هردو در خارج است ؛ يعنى ، مفاهيمى هستند كه هريك ما بازاء دارند و با وجودى مخصوص به خود موجود مىشوند و ممكن نيست دو معقول اولى با يك وجود موجود شوند ، بر خلاف معقولات ثانيهء فلسفى كه ما بازاء ندارند و بر هر موضوعى حمل شوند با وجود آن موضوع موجود مىشوند و بنابراين ممكن است تعداد زيادى از آنها با يك وجود موجود شوند . به تعبير روشنتر ، كثرت معقولات اولى دالّ بر كثرت موجودات خارجى است ولى كثرت معقولات ثانيهء فلسفى دالّ بر كثرت موجودات خارجى نيست .
هامش
( 1 ) - الاسفار الاربعه ، ج 1 ، ص 433 - 431 ، حواشى علامهء طباطبائى .