است كه چون اميرالمؤمنين - سلامُ اللَّه عليه - بعد از رحلت رسول اكرم بيرون نيامدند از منزل ، چند نفر از وجوه صحابه به خدمت آن حضرت رسيده و استفسار كردند كه چرا بيرون تشريف نمىآوريد ؟ چرا به مسجد نمىآييد ؟ و به جماعت مسلمين ملحق نمىشويد ؟
حضرت فرمود : من قسم خوردهام كه عَبا را بر دوش نگذارم مگر آنكه تنظيم قرآن را تمام كنم و تفسير و تأويل آنرا منظم و مرتب سازم ! من به حسب قسم خود ، در اينجا محبوس هستم ! شش ماه طول كشيد ، و سپس حضرت قرآن را منظم و مرتب فرمود . بر ترتيب نزول قرآن ، قرآن را منظم و مرتب ساخت ؛ بدين قسم كه اول سورهء :
« اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ »
را در اول قرار دادند و آخرين سورهاى كه بر رسول اللَّه نازل شده بود مثل سورهء مائده را در آخر قرآن قرار دادند و طبعاً سورهء بقره نيز كه از سُوَر مَدَنى است در آخر قرار مىگرفت .
از مزايا و خصايص اين مصحف علاوه بر ترتيب سور و آيات بر ترتيب نزول ، اين بود كه شأن نزول آيات و سورهها منظور شده بود ، بنابراين هر يك از آيات و يا سوَرى كه به وقت معين نازل شده و جهت نزول آن مشخص گرديده بود ، از سورههايى كه قبلًا نازل شده و يا بعداً نازل شده امتياز پيدا كرده و اين سورهها بين اول و آخر قرآن يعنى در وسط قرار مىگرفت . « 1 »
بارى ، حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مصحف را بدين صورت و بدين كيفيت منظم فرموده و حتى بعضى از جهات تفسيريه و تأويليه را مشخص كردند . و پس از شش ماه اتمام نموده و مهيا فرمودند و بر شترى بار كرده ، دم در مسجد در حالى كه در مسجد از صحابه بودند آوردند و فرمودند : اين است قرآن شما ، من جمع آورى كرده
هامش
( 1 ) . شيخ طَبْرِسى در تفسير مجمع البيان ضمن تفسير سورهء دهر :« هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ »چند حديث در كيفيت ترتيب نزول سُوَر قرآن روايت مىكند ؛ از جمله از ابوالقاسم حَسْكانى ، و يكايك سورههاى قرآن را به ترتيب نزول مىشمرد . ( تفسير مجمع البيان ، ج 5 ، ص 405 ، از طبع صيدا )