تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
هم مَلِك مىخوانده‌اند و هم مَالِك . اگر دو روايت متواتر باشد ، لازمه‌اش اين است . قارى مَلِك بيشتر از مَالِك است ؛ از هفت نفر قارى ، چهارتايشان مَلِك خوانده‌اند و مابقى آن‌ها مالك خوانده‌اند ؛ اعتبار هم با ملك مساعدتر است ، به جهت آن‌كه يَوْم را معمولًا به « مالك » نسبت نمىدهند ، به « ملك » مىدهند . مىگويند : شاه فلان يَوم ، نه مالك فلان يَوم . مرحوم قاضى - رحمةُ اللَّه عليه - هم در نماز مَلِك مىخوانده‌اند و در تفسير كشاف وجوهى ذكر مىكند كه مَلِك اشمل و اعم و انسب است . تلميذ : قراء سبعه و قرائات متواتره و قرائات شاذه چيست ؟ علامه : قرائى كه قرائتشان را متواتراً به رسول اللَّه مىرسانند ، هفت نفرند و لذا آن‌ها را قراءِ سَبْعَه گويند . اين قرائات سبعه را متواتر مىدانند ، مثل عاصم كه با يك واسطه ، از اميرالمؤمنين از رسول خدا روايت مىكند . مثلًا ديگرى از ابى و آن يكى از ابن مسعود روايت مىكند و البته چون واسطه‌ها كم است زود به رسول اللَّه مىرسد . اما قرائات شاذه قرائت‌هايى است كه اساتيد از قراء اخذ كرده و براى خودشان قرائت قرار داده‌اند . قرائات شاذه زياد است و از ميان آن‌ها سه قرائت معروف است كه با آن هفت قرائت متواتره مىشود ده قرائت . اين ده قرائت معروفند ، ولى غير از اين سه قرائت شاذه ، روايات ديگرى كه قسمتى از قرائت‌هاى مختلف را نقل مىكند ، آن‌ها را روايات شاذه گويند ؛ البته شاذه غير معروفه . و البته كسانى هم هستند كه آن سه روايت شاذه و يا بعضى از آن سه تا را متواتر بدانند و بنابراين تعداد روايات قرائت‌هاى متواتره در نزد آنان بيشتر از هفت عدد مىباشد . و اما راجع به جمع آورى قرآن ، چون در زمان ابوبكر جنگ يمامه پيش آمد و بيش از هفتاد نفر از قاريان قرآن در آن جنگ كشته شدند و احتمال مىرفت كه اگر يكى دو