تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
إِلّا بِلِسانِ قَوْمِهِ » *
بيشتر از اين دلالت ندارد كه هر پيغمبرى كه برانگيخته مىشود ، با زبان قوم خود تكلم مىكند و اما دعوتش اختصاص به قوم خود داشته باشد ، از كجا استفاده مىشود ؟ * * * تلميذ : آياتى در قرآن كريم داريم كه استناد افعال را به ذات مقدس حضرت احديت مىدهد . بعضى از اين آيات بسيار عجيب است ؛ مانند آيهء 115 سورهء نساء ( 4 ) :
« وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِيراً »
. « 1 » در اين آيهء كريمه ، ذات مقدس حق ، بازگشت كسانى را كه با رسول خدا مخاصمه مىكنند و از راه مؤمنين پيروى نمىكنند به خود نسبت داده است ، و مىفرمايد : آن بازگشتى را كه او نموده است ، ما او را برگردانيديم ، و نفس بازگشت او مستند به بازگردانيدن ما بوده است . و نيز در آيهء كريمهء 144 همين سوره مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً مُبِيناً »
. « 2 » وراستى هر وقت اين ناچيز ، متذكر مفاد اين آيهء شريفه مىشوم ، شگفتم‌زياد مىگردد ، كه تا چه اندازه معناى رشيق و محتواى لطيف و بُعد معنا و گستردگى مفاد را دارد ؟ چگونه خداوند - سبحانه و تعالى - مؤمنين را نهى فرموده است از اين‌كه با كفار
هامش
( 1 ) . « و كسى كه با رسول خدا شقاق و جدايى كند - پس از آن‌كه راه هدايت بر او روشن شد - و پيروى از غير راه مؤمنين نمايد ، ما بازگشت مىدهيم او را به همان چيزى كه خود او بازگشت نموده است ، و در جهنم مىسوزانيم و بد بازگشتى است . » ( 2 ) . « اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ! كافران را سرپرست و قيّم خود مگيريد ، كه مؤمنين را رها كنيد ! آيا شما مىخواهيد كه از براى خدا عليه خود ، قدرت و سلطنت آشكارى قرار دهيد ؟ ! »