تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
دو پيامبر بزرگ ، عمومى بوده است . از جمله آن‌كه در قرآن كريم داريم :
« اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى »
. « 1 » حضرت موسى ، فرعون و قبطيان را كه ساكن مصر بودند ، دعوت به شريعت خود نمود و حال آن‌كه مسلماً آن‌ها از بنى اسرائيل نبودند - كه سبطيان هستند - بلكه اصولًا قبطيان ، در صف مقابل سبطيان و بنى اسرائيل مىباشند . و از جمله آن‌كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله آيين يهود و نصارا را كه در بلاد عرب بودند و از اعراب در مكه و مدينه و حَبشه و ساير نقاط بودند ، و مسلماً از بنى اسرائيل نبودند ؛ آيين رسمى مىشناخت و با آن‌ها معاملهء اهل كتاب مىنمود ؛ در صورتى كه اگر شريعت حضرت موسى و عيسى اختصاص به بنى اسرائيل داشت ، بايد تدين اعراب قبل از اسلام به دين يهود و نصارا غلط باشد ؛ و مورد امضاى رسول اللَّه قرار نگيرد . و از جمله آن‌كه رسول اكرم با نصاراى نجران آمادهء مباهله شدند و اعلان مبارزهء عرفانى نمودند و نصاراى نجران تماماً عرب بودند . و اما آيين حج ، گرچه از سنت‌هاى حضرت ابراهيم عليه السلام است ، ولى حضرت ابراهيم آن را فقط براى خصوص اعراب تشريع فرمود ، نه براى همهء ملل و اقطار و قلمرو نبوت خود . و براى ساكنين فلسطين تشريع نفرمود و گرنه اين سنت الهيه را قطعاً حضرت اسحاق و يعقوب و پيامبران ديگر از بنى اسرائيل انجام مىدادند . و اما در بين حضرت اسماعيل و اولادش ، اين سنت باقى ماند كه در ناحيهء عرب زمين سكنا داشتند . و ما نه ثبوتاً و نه اثباتاً دليلى براى لزوم تشريع عموميت حج در ميان حضرت ابراهيم نداريم . و از آن آيات كه استدلال نموديد مىتوان جواب داد كه : فرستاده شدن به سوى بنىاسرائيل غير از اختصاص دعوت به آنان است ، و آيهء مباركهء :
« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ *
هامش
( 1 ) . آيهء 43 سورهء طه : « اى موسى و هارون ، برويد به سوى فرعون ، چون او طغيان كرده است ! »