تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ * وَ إِذْ قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَنِي إِسْرائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ . . . »
. « 1 » و صريح‌تر از اين آيه ، گفتار مادرش حضرت مريم است ؛ چنان كه در سورهء آل‌عمران ( 3 ) ، آيات 47 - 48 و صدر 49 ، آمده است :
« قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ * وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ * وَ رَسُولًا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ »
. « 2 » و ديگر آن‌كه در آيات قرآنيه ، خطابات حضرت موسى با بنى اسرائيل است . و هم‌چنين در شريعت حضرت موسى و عيسى ، حج تشريع نشده است ، و در صورتى كه شريعت آن‌ها جهانى بود بايد به دنبال دعوت و شريعت حضرت ابراهيم عليه السلام كه جهانى است ، و حج در آن تشريع شده است ، بوده باشد . و اگر كسى در شريعت آن دو پيامبر بزرگ مطالعه كند ، مىيابد كه در عين دعوت به توحيد خداوند - سبحانه و تعالى - احكام خاصه‌اى دارند كه هيچ مناسبت با شريعت اسلام و شريعت حضرت ابراهيم ندارد . علامه : در قبال مطالب و بياناتى كه نموديد و همه در موطن خود صحيح است ! آيات و رواياتى داريم ، و نيز از سيره و روش رسول اكرم ظاهر مىشود كه دعوت آن
هامش
( 1 ) . « و زمانى كه موسى به قوم خود گفت : اى قوم من ، چرا شما مرا آزار مىكنيد ، در حالى كه مىدانيد من فرستادهء خدا به سوى شما هستم ؟ ! پس چون آن قوم انحراف پيدا كردند ، خدا دل‌هايشان را منحرف نمود ، و خدا گروه فاسق را هدايت نمىكند . و زمانى كه عيسى بن مريم گفت : اى بنى اسرائيل ، حقاً كه من فرستادهء خدا به سوى شما هستم . . . » ( 2 ) . « مريم گفت : بار پروردگار من ، چگونه من پسرى مىآورم ، در حالى كه بَشَرى مرا لمس نكرده است ؟ جبرائيل گفت : اين چنين است كارهاى خدا كه هر چه را كه بخواهد مىآفريند ! زمانى كه نسبت به امرى بخواهد وجود دهد ، به او مىگويد : بشو ؛ مىشود . و خدا به آن پسر ، كتاب و حكمت و تورات و انجيل مىآموزد و او را به عنوان رسالت به سوى بنىاسرائيل روانه مىسازد . »