نزد خود و به اقتضاى ذات خود داراى اثرى نيستند ، بلكه به واسطهء قدرت دادن خدا بر فعل و اثرى كه دارند ، انجام مىگيرد ؛ و خداوند ارادهء خلاف آن را نمىكند .
و به تعبير ديگر ، خداوند راه وصول به آن معلول و اثر را آسان مىكند و اذن مىدهد . اذن خدا همان قدرت دادن خدا و رفع مانع نمودن است .
آيات و روايات به طور استفاضه و تواتر وارد است بر اينكه عمل هر عاملى بستگى به اذن خدا دارد و هيچ كارى از هيچ كاردارى سر نمىزند ، مگر آنكه اذن خدا در آن است . « 1 » خداوند مىفرمايد :
« ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ »
. « 2 »
« وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ »
. « 3 »
« وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ »
. « 4 »
« ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً عَلى أُصُولِها فَبِإِذْنِ اللَّهِ »
. « 5 »
هامش
( 1 ) . راجع به وجوب امتثال امر خدا به جهت خدا و امر خدا ، نه به جهت چيز ديگر ، در تفسير الميزان ، ج 8 ، ص 34 چند جملهء كوتاه و مستدل فرمودهاند كه حاوى يك كتاب حكمت است ؛ مىفرمايد :
« فَقَولُه الحقُّ ؛ والواجبُ فى امتثالِ أمرِه أنْ يُمتَثلَ ؛ لأنَّهُ أمره ، لا لأنَّهُ مشتمِلٌ علَى مصلحَةٍ أو جَهَةٍ مِن جَهاتِ الخَيرِ والنفعِ حتَّى يُعزَل عَن رُبوبيته ومَولَويته ، و يعودَ زِمامُ الأمرِ والتأثيرِ إلَى المصالحِ والجهاتِ ، و هى الَّتى تنتهي إلَى خَلقِه وجعلِه كَسائِرِ الأشيآءِ مِن غيرِ فرقٍ ؛
گفتار او حق است ، و لازم است در امتثال و اطاعت امرش اينكه : به جا آورده شود چون امر اوست ، نه به جهت آنكه آن كار مشتمل است بر مصلحتى يا بر جهتى از جهات خير و منفعت ، تا بالنتيجه خداوند را از ربوبيت و مولويتش معزول كرده و زمام امر و تأثير را به دست مصالح و جهات سپُرَد ؛ مصالح و جهاتى كه بالاخره منتهى به خلق خدا مىشود و خدا را مانند بقيهء اشيا بدون هيچ تفاوت قرار مىدهد . »
( 2 ) . صدر آيهء 11 سورهء تغابن : « هيچ چيزى به شما اضافه نمىكند و نمىرسد ، مگر به اذن خدا . »
( 3 ) . صدر آيهء 58 سورهء اعراف : « و شهر پاك و پاكيزه ، گياهانش به اذن خدا مىرويد . »
( 4 ) . صدر آيهء 145 سورهء آل عمران : « و چنين حقّى براى هيچ نفسى نيست كه بتواند بميرد ، مگر با اذن خدا . »
( 5 ) . صدر آيهء 5 سورهء حشر : « هر درخت نهال خرمايى را كه بريديد يا همانطور بر ريشهء آن گذارديد كه بوده باشد ، پس به اذن خدا بود . »