شماست ، و اين از نقطهء نظر تشريف است .
* * * تلميذ : شيخ حر عاملى در مقدمهء كتاب إثبات الهُداة ، صفحه 23 سطر 4 گويد :
وَأَيْضاً فَإنَّهُ قَدْ تَواتَرَ أَنَّ عِلْمَ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ أَوْ بَعْضَهُ أَوْ أكْثَرَهُ ، وَصَلَ إلَيْهِ مِنَ الأنْبِياءِ وَالأَوْصِياءِ السابِقينَ ؛
و ايضاً پس به تحقيق كه به طور تواتر ثابت شده است كه علم رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ، يا مقدارى از علمش و يا بيشتر از علمش ، از پيغمبران سابق و يا از اوصياى آنها به آن حضرت رسيده است .
آيا اين گفتار وجهى دارد ؟ چون رسول خدا در ظاهر با هيچ يك از انبيا و اوصيا سابقين به واسطهء پرسش و گفت و گو از آنها و ملاقات و برخورد آنها ، استفادهاى ننموده است .
علامه : ظاهراً وجهى ندارد ، به علت عدم ملاقات رسول خدا با آنها . آرى ، در عالم باطن ، اين معنا متصور است كه بعضى از علوم خود را از سابقين به واسطهء پرسش و گفت و گوى از آنها اخذ نموده باشد .
و شاهد بر اين معنا آيهء 45 سورهء زخرف ( 43 ) است :
« وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ »
. « 1 »
از اين آيه استفاده مىشود كه راه مكالمه و مسئلهء رسول اللَّه با انبيا عليهم السلام در عالم ملكوت ، باز بوده است .
* * *
هامش
( 1 ) . « اى پيغمبر ، بپرس از رسولانى كه ما آنها را قبل از تو فرستاديم كه آيا ما غير از پروردگار رحمان ، خدايانى را معين كردهايم كه آن خدايان مورد پرستش واقع شوند ؟ »