در اينجا مراد از ارتداد طرف ، چشم بر هم زدن نيست ، بلكه هزار مرتبه زودتر از آن است ، چون معناى طرف ، پلك چشم نيست ، و علاوه بايد بفرمايد :
فَلَما لَمْ يَرْتَدَّ إلَيْهِ طَرْفُهُ رَءَاهُ مُسْتَقراً عِنْدَهُ .
بلكه طرف به معناى نگاه كردن با گوشهء چشم است و مراد اين است كه : قبل از آنكه نگاهت برگردد ؛ يعنى شعاع بَصَرت كه از چشم خارج مىشود و به اشيا مىافتد ، و به واسطهء قاعدهء انعكاس و شكستگى نور برمىگردد و از آن اشيا به چشم مىخورد و بدين جهت ابصار متحقق مىگردد .
يعنى قبل از اينكه چيزى را كه مىخواهى ببينى ، ببينى ! يعنى در مدتى سريعتر از سرعت نور كه پنجاه هزار فرسخ در يك ثانيه است ، من تخت بلقيس را مىآورم .
و بنابراين قرآن نمىگويد : تخت را آورد ، بلكه مىفرمايد : چون سليمان تخت را در نزد خود ديد ؛ يعنى پس از اين مكالمه و گفت و گو با كسى كه داراى علمى از كتاب بود ، ناگهان تخت را مستقر در نزد خود يافت . و اين قسم آوردن ، به طى الأرض بوده است .
تلميذ : آيا طى الأرض عبارت است از اعدام جسم و بدن در مكان اول ، و احضار و ايجادش در مكان مقصود ؟ آيا طى الأرض اين نيست ؟ به طورى كه صاحب طى الأرض با ارادهء الهيه و ملكوتيهاى كه به او افاضه شده است ، در آن واحد خود را در محل منظور احضار و ايجاد كند ؟
علامه : گويا همين طور باشد .
تلميذ : گويا اين طور است ، يا واقعاً چنين است ؟
علامه : واقعاً اين طور است .
تلميذ : بنابراين ، چند مسئله مطرح مىگردد :
1 . بايد طى الأرض اختصاص به نفوس قدسيهء الهيه داشته باشد ، و تا افراد به معرفت نفس كه ملازم معرفت رب باشد ، نرسيده باشند و تصرف در مواد كائنات
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 309
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٠٩