تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
و اين البته مستلزم زمانى است ، گرچه قليل باشد . تلميذ : براى طى الأرض ، بنابراين فرضيه ، ديگر چه نيازى به التزام ترتيب سلسلهء عِلَل و معلولات طبيعى مانند اعجاز انبيا و خوارق عادات است ؟ بلكه مىتوان گفت : با يك ارادهء الهيهء « كُنْ » ، « يَكونُ » مىگردد ( بدون پيمودن ذرات جسم با حركت جوهرى سريع ، سلسلهء مراتب لازمهء خود را ) و جسم اول در آن زمان و در آن مكان و با آن مشخصات ، جسم ثانى مىگردد در زمان ديگر و مكان ديگر ، و مشخصات ديگر ؛ و همين طور در داستان معجزات و خوارق عادات . علامه : بلى ، اين طور مىشود گفت . * * * تلميذ : در بحارالأنوار ، ج 12 ، ص 29 ، طبع حروفى ، از تفسير على ابن ابراهيم با اسناد خود از حضرت ابى جعفر عليه السلام روايت مىكند كه فرموده‌اند : لِيُهْنِئَنَّكُمُ الاسْمُ ! قُلْتُ : مَا هُوَ جُعِلْتُ فِداكَ ؟ قَالَ : قَوْلُهُ : وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لإبْراهيمَ ، وَقَوْلُهُ : فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِن شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ ؛ فَلْيُهْنِئَنَّكُمُ الاسْمُ . « 1 » معناى اين روايت چيست ؟ زيرا مراد از « شيعَتِهِ » در آيهء اول ، شيعهء نوح و مراد از « شيعَتِهِ » در آيهء دوم ، شيعهء حضرت موسى - على نبينا و آله و عليهما السلام - است . علامه : ظاهراً مراد اين است كه : چون لفظ شيعه در قرآن كريم استعمال شده است و نسبت تشيع را به شيعهء نوح و موسى داده است ؛ بنابراين ، اين اسم ، اسم مباركى است كه شما شيعيان نيز خود را شيعه مىناميد . بنابراين فقط از نقطهء نظر شباهت اسمى كه شما شيعيان على بن أبى طالب و شيعيان آن دو پيامبر داريد ، و مبارك بودن اين لقب ، اميد كرامت و فلاح و فوز براى
هامش
( 1 ) . « اين اسم بايد براى شما موجب خير و مباركى گردد ! عرض كردم : كدام اسم فدايت شوم ؟ فرمود : گفتار خدا : « و به درستى كه از شيعيان نوح ، حضرت ابراهيم است » و نيز گفتار خدا : پس به فرياد خواهى برخاست آن كسى كه از شيعيان موسى بود ، بر آن كسى كه از دشمنان او بود » ، پس اين اسم بايد موجب سعادت و بركت شما گردد . »