مرحوم قاضى هميشه در ايام زيارتى ، از نجف اشرف به كربلا مشرف مىشد .
هيچگاه كسى نديد كه او سوار ماشين شود و از اين سر احدى مطلع نشد ، جز يك نفر از كسبهء بازار ساعت ( بازار بزرگ ) كه به مشهد مقدس مشرف شده بود و مرحوم قاضى را در مشهد ديده بود و از ايشان اصلاح امر گذرنامهء خود را خواسته بود و ايشان هم اصلاح كرده بودند . آن مرد چون به نجف آمد افشا كرد كه من آقاى قاضى را در مشهد ديدم . مرحوم قاضى خيلى ناراحت شدند ، و گفتند : همه مىدانند كه من در نجف بودهام و مسافرتى نكردهام .
برادر ما به وسيلهء شاگردش از حضرت قاضى رحمه الله سؤال كرده بود كه : قاليچهء حضرت سليمان كه آن حضرت روى آن مىنشست ، و به مشرق و مغرب عالم مىرفت ، آيا روى اسباب ظاهريه ، و چيز ساخته شدهاى بود ؟ و يا از مُبدَعاتِ الهيه بود و هيچ گونه با اسباب ظاهريه ربطى نداشت ؟
آن شاگرد چون از مرحوم قاضى - رحمة اللَّه عليه - سؤال مىكند ، ايشان فرموده بودند : فعلًا چيزى در نظرم نمىآيد ، و ليكن يكى از موجوداتى كه در زمان حضرت سليمان بودند و در اين كار تصدى داشتند الآن زندهاند ، مىروم و از او مىپرسم !
در اين حال مرحوم قاضى روانه شدند ، و مقدارى راه رفتند ، تا آنكه به دامنهء كوه رسيدند . يك شبحى در وسط كوه كه شباهت به انسان داشت ديده شد . مرحوم قاضى از آن شبح سؤال كردند و مقدارى با هم گفت و گو كردند كه آن شاگرد از مكالماتشان هيچ نفهميد ، ولى چون مرحوم قاضى برگشتند ، گفتند : مىگويد : از مُبدعات الهيه بوده و هيچ گونه اسباب ظاهريه در آن دخالتى نداشته است .
تلميذ : بالاخره حقيقت امر طى الأرض مجهول و عويص مانده است ، چون در طى الأرض ، انسانِ سائر ، زمين را طى نمىكند كه مثلًا سرعتش زياد گردد و بلافاصله ، يا با فاصلهء اندك به مقصد برسد ؟
و نيز مادهء خود را در مبدأ اعدام نمىكند و در مقصد خلق كند ، بلكه زمين در زير
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 306
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٠٦