پاى او پيچيده مىشود ، و با اين پيچيدگى ، در زمان بسيار كوتاهى به مقصد مىرسد ، و در اينجا اشكال واضح وجود دارد .
زيرا اولًا : ما مىبينيم وضع زمين تغيير نمىكند ؛ هر چيزى به جاى خود بوده و هست ، مردم هر كدام در محل خود هستند ، و فقط اين درنورديدگى و پيچيدگى نسبت به شخص سائر صورت مىگيرد .
و با فرض اينكه امر واقعى و حقيقى بوده ، نه توهمى و تخيلى ، معقول نيست كه جسمى و مادهاى حركت كند و نسبت و اضافهاش را با تمام موجوداتى كه با آنها نسبت و اضافه دارد تغيير ندهد .
و علاوه ممكن است در آنِ واحد دو طى الأرض در دو جهت متعاكس صورت گيرد ، پس لازمهء اين تصور ، حركت ماده در دو جهت مختلف است ، و تغيير وضع و نِسب همهء اجسام ذى اضافه در دو تغيير متعاكس ؛ وَهَذِهِ مِن المُسْتَحيلاتِ العَقليَّة .
و ثانياً : خود حضرت عالى در مباحث اعجاز انبيا ، در تفسير الميزان فرمودهايد كه :
اعجاز ، امر مخالف طبيعت و قانون ماده نيست ، و سُنَن و عِلل و معلولات را باطل نمىكند ، بلكه اعجاز موجبات تسريع تأثير علل در پيدايش معلولات مىگردد .
مثلًا عصاى حضرت موسى - على نبينا و آله و عليه السلام - براى آنكه زنده گردد و اژدها شود ، روى سلسلهء مراتب علل طبيعيه بايد چندين هزار سال بگذرد ، ولى در اثر اعجاز اين سلسلهء علل به مجرد ارادهء خدا يا رسول خدا فوراً كار خود را مىكنند ، و معلول و نتيجه در خارج تحقق مىيابد ، ولى در طى الأرض چنين تصويرى نمىشود كه موجودات بتوانند وضع اوليهء خود را با شخص سير كننده نگاه دارند .
علامه ( بعد از مدت مديدى كه سر خود را پايين انداخته و به حال تفكر بودند پاسخ دادند كه ) : طى الأرض از خوارق عادات است .
تلميذ : خرق عادت در طى الأرض مسلم است و صحيح ، ولى اشكال در استحالهء عقليه است .
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 307
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٠٧