جامعى وجود دارد ؟ يعنى يك رئيسى كه به اينها الهام كند ، و اينها هر كدام در تحت اوامر او باشند ؛ غير از روح ؟
علامه : ظاهراً بين چهار ملك معروف جامع و رئيسى نيست ؛ مقدار مختصرى از جبرائيل نقل شده است ، چون نسبت به جبرائيل در سورهء عَمَّ ( نبأ ) ظاهراً يك بيانى هست . « 1 »
ولى باز مسئله جامع نيست و آن جورى نمىشود گفت ؛ كيفيت احاطهء جبرائيل بر فرشتگان مأمور به امر او به عنوان جامع و افراد نيست .
( خدا راهنمايى كند ؛ از ما چيزى برنمىآيد ؛ اين اوضاع اين احوال ؛ اين بالا ، اين پايين ؛ اين صعود ، اين نزول ؛ آدم به كدام دست بزند ؟ عقل در كدام كار بكند ؟ اصلًا كارش چه نحو باشد ؟ نمىدانم واللَّه . )
تلميذ : بعضى از اوقات انسان دعايى مىكند ، و آن دعا مستجاب مىشود ؛ مثلًا دعا مىكند كه اين باغ سرسبز شود ، يا اين چاه آب درآورد ، و يا اين مريض شفا يابد ، و امثال اين دعاها .
و به واسطهء اين دعا چندين هزار ملائكه مأمور تنظيم و پيدايش و استجابت آن دعا مىشوند ، و بالاخره آن امر را در خارج به اذن پروردگار متحقق مىكنند ؛ يعنى تمام اين كارها زير نظر دستجات مختلفى از فرشتگان است كه آن امر را صورت تحقق خارجى و عينى مىدهند ؛ آيا مىتوان گفت : اين ملائكه مأمور امر انسانند ؛ مأمور امر دعا كننده هستند ؟
علامه : تعبير خوبش اين است كه بگوييم : مأمور امر انسان نيستند ؛ مأمور امر خدا هستند از استجابت دعاهايى كه انسان مىكند .
هامش
( 1 ) . آيهاى كه در سورهء نبأ است اين است :« يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً »؛ شايد منظور حضرت علامه رحمه الله يك نحوه سيطرهء روح بر ملائكه بوده است