سلسله از فرشتگان را براى انجام آن - به اذن خدا - تحريك و تهييج مىكند ، تا هر كدام پاكتر و قوىتر باشد جلو افتاده و بالنتيجه آن دسته از فرشتگان او ، بر عمل فرشتگان ديگرى مقدم آيند و آن عمل مورد نيت انسان را در خارج متحقق كنند .
علامه : آرى ، اينها همه ممكن است ؛ و آيهاى هم در سورهء رعد داريم كه دلالت بر اين معنا دارد . « 1 »
تلميذ : شما سابقاً عشقتان به فلسفه زياد بود ، بيشتر از حالا ، و حالا توجهتان به قرآن كريم بسيار است . و نسبت به ابراز بعضى از حالات شخصى از مكاشفات و واردات قلبيه ، خيلى امساك نمىكرديد ! ولى حالا ديگر خيلى عجيب و غريب ، درها را محكم بستهايد ! چه خبر است ؟ !
علامه : آرى ، آن سَبو بشكست و آن پيمانه ريخت . حالا حالت مزاجى و مخصوصاً نسيانى كه غلبه كرده است ، مرا از انجام كارهايم باز داشته ، ديگر نمىتوانم كار كنم .
توجه به قرآن مجيد - الحمدللَّه - داريم ؛ اگر خداوند به حساب بگذارد ! اما مسئلهء نسيان كلى عجيبى كه پيدا كردهام بنده را خيلى سخت در فشار مىگذارد . از حيث مطالعه و از حيث نوشتن ، تقريباً شب و روز بنده مشغول بود ، الّا ماشذّ ؛ خيلى خيلى كم و گرنه خوب نوعاً مشغول بوديم ، و آدم چيز مىنوشت و فكر مىكرد و مطالعه مىكرد و اينها همهشان فعلًا سلب شده است ؛ حالت مطالعه و نوشتن را ندارم !
تلميذ : خوب اين كمال است ديگر ! توغل در امور كلى موجب انصراف از جزئيات مىشود ، مثل عوالم خَلْسه و جذب همان روح كلى .
علامه : بله ، اين كمالِه ؟ قربان كمالى كه خدا بدهد ، ما حرف نداريم ، اما اين نسيان است . و كلام شما همهاش حق است ، ولى آنچه من مىفهمم مسئلهء نسيان است . و
هامش
( 1 ) . شايد آيهء مورد نظر علامه - رحمة اللَّه عليه - اين آيه باشد ( آيهء 11 سورهء رعد ) :« لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ »كه لفظ معقبات و حفظ آنها از امر خدا ، دلالت بر اين معنا دارد