تلميذ : در رسول خدا صلى الله عليه و آله حالاتى ديده مىشود كه حقيقتاً موجب حيرت و بهت انسان مىگردد . از طرفى مىدانيم كه علم باطنى آن حضرت بر مخفيات و بر ضماير و دسيسههايى كه عليه ايشان مىشده ، و از جريانات داخلى و خارجى ؛ يعنى داخل منزل آن حضرت و خارج از منزل ، تا چه سر حد بوده است ، و علم و اطلاع آن حضرت از وقايع بعد از رحلت ، و مصيبتهاى وارده بر بضعهء خود فاطمهء زهرا عليها السلام ، و از وقايع جنگ جمل و صفين و نهروان ، به طورى كه خود آن حضرت روزى به زنان خود مىگويند :
لَيْتَ شِعْرِي أَيَّتُكُنَّ صَاحِبَةُ الْجَمَلِ الأَدْبَب تَنْبَحُهَا كِلَابُ الْحَوْأَبِ . « 1 »
و خبر دادن آن حضرت از متخلفين از جيش اسامه ، و مظالمى كه بر اميرالمؤمنين عليه السلام وارد شده است ، و حتى در آستانهء رحلت كه آن حضرت تقاضاى آوردن كاغذ و دوات كردند كه چيزى بنويسند كه امت هرگز گمراه نشوند ، از آوردن قلم و دوات جلوگيرى به عمل آوردند و گفتار رسول اللَّه را به هَذيان و پريشان گويى نسبت دادند !
و از طرف ديگر تا اين اندازه رسول اللَّه با آنها مماشات مىكرد ، و به آرامش رفتار مىنمود و تغيير اخلاق و روش نمىداد و تندى و خشونت نمىفرمود ، بلكه سراسر ، يك پارچه تحمل و صبر و استقامت و شكيبايى بود .
آيا همانطور كه راجع به مرحوم قاضى مىفرموديد : در قضيهء ذِكُرْتْ و شِمِرْت و يا در قضيهء خراب شدن سقف بخارى مجاور اطاق ؛ اين تماشاى رسول اللَّه در اثر توحيد افعالى بوده است كه تمام اين وقايع را چون از حق متعال مىديد ، لذا تحمل و صبر مىنمود ؟
هامش
( 1 ) . « اى كاش مىدانستم كه كدام يك از شما سوار بر شتر پر پشم هستيد ، در حالى كه سگهاى حوْأب به او هجوم آورده و صدا مىكنند ؟ ! »