فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ » .
« 1 »
وحى خدا قسيم با ارسال رُسُل قرار گرفته است ؛ يعنى « وحياً » مقابل افتاده با فرستادن مأمور و رسول و با تكلم از وراى حجاب . پس هر جا كه وحى بوده است ، ديگر جبرائيل نبوده است ؛ يعنى اين آيه به خوبى دلالت دارد بر آنكه در جايى كه قرآن به صورت وحى بوده است ، توسط خود حضرت حق متعال بلاواسطه بوده و به رسول اكرم نازل مىشده است ، و بالاخره جبرائيل نبوده است . و آنجاهايى كه به توسط جبرائيل نازل مىشده است ، ديگر جلوهء خدا بدون واسطه نبوده است . اين مسئله خيلى روشن است ، چون به طور حصر مطلق داير بين نفى و اثبات
« إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا »
هر چه به توسط جبرائيل و يا اعوان او نازل شود غير از مسئلهء وحى مىباشد .
آيات واردهء در اول نزول قرآن :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ »
. « 2 »
به حسب ظاهر به نظر مىرسد به اينكه توسط خود حضرت حق متعال به عنوان وحى بوده باشد ، و جبرائيل - معلوم مىشود كه - بعدها آورده است .
و نيز در قرآن سه آيه داريم كه دلالت دارد بر اينكه قرآن توسط جبرائيل و روح القُدس و روح الأمين نازل شده است :
هامش
( 1 ) . آيهء 51 سورهء شورى : « و براى هيچ فردى از افراد بشر نيست كه خداوند با او سخن گويد مگر از راه وحى ، و يا از پشت پرده و حجاب ، و يا اينكه فرستادهاى را بفرستد ، پس وحى كند به اذن خود هر چه را كه بخواهد ، و او بلند مرتبه و حكيم است . »
( 2 ) . آيات 1 - 5 سورهء علق : « بخوان به اسم پروردگارت ، آنكه ! انسان را از عَلَق خلق كرد . بخوان ! و پروردگار تو از همهء موجودات گرامىتر و بزرگوارتر است . آن كسى است كه با قلم تعليم كرد . و به انسان تعليم كرد چيزهايى را كه نمىدانست . »