روشن نيست . از بعضى از روايات استفاده مىشود كه قبل از حال افاقه هم خوانده مىشد ؛ كه چون حضرتش از عالم فَنا ، بقا حاصل مىكرد ، سؤال مىفرمود كه : چه طور خواندهايد ؟ اين دليلى است بر آنكه در حال فنا و گرفتگى هم مىخواندهاند و بعد كه حال عوض مىشد و حال عادى دست مىداد نيز خوانده مىشده است .
يك روايت داريم كه از حضرت صادق عليه السلام سؤال مىكنند : يَابْنَ رسولِ اللَّه ! رسول اكرم صلى الله عليه و آله تاب مقاومت ملاقات و ديدار جبرئيل را نداشت و از آن جهت از خود بىخود مىشد ؟
حضرت صادق عليه السلام فرمود : اين در حالى بود كه خداوند متعال تجلى مىكرد به رسولش و با او تكلم مىكرد ، و رسولش طرف خطاب خدا بود ، و خود حق - تبارك و تعالى - بدون واسطه با او سخن مىگفت .
و اما در غير اين صورت ، جبرائيل مانند يك عبد و يك بنده مىايستاد و اجازه مىگرفت و حرفهايش را مىزد . و هر وقت جبرائيل تكلم مىكرد ، اين چنين بود .
و اما آنكه در مورد خطاب ، حال رسولش تغيير مىكرد ، حقيقتاً تجلى خود خداوند - عز و جل - بوده است .
مثلًا در شأن نزول سورهء مائده ، و در روايات نزول آن داريم كه : سورهء مائده وقتى نازل شد كه پيغمبر اكرم به مدينه وارد مىشدند و به اندازهاى اين سوره سنگينى داشت و آن قدر سخت و سنگين بود كه ناقهاى كه حضرت بر آن سوار بودند ، نزديك بود به زمين برسد ، و به روى زمين بخوابد .
آيات و روايات در كيفيت نزول سورههاى قرآن مختلف است ؛ بعضى دلالت دارد بر اينكه خداوند متعال تجلى مىنموده و وحى مىفرموده است و اين وحى بلاواسطه بوده و از بعضى استفاده مىشود كه به توسط جبرائيل بوده است .
و اصولًا در آيهء وارده در آخر سورهء شُورى كه مىفرمايد :
« وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا