تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
حضرت‌عالى مىفرماييد : اگر قائل بشويم به فناى در ذات ، محذورى لازم مىآيد و آن محذور اين است كه : تمام عالم را دعوت به نيستى مىكنند و كمال منوط به نيستى است و هيچ موجودى دوست ندارد از هستى خود بگذرد و نيست و نابود گردد . پس بنابراين ، به فناى مطلق دعوت كردن ، به اندكاك و هستى محض خواندن ، دعوت كردن به از بين رفتن اصل هويت و انيت و تعين است و مآلش به از بين رفتن عين ثابت است و غريزهء انسان اجازه نمىدهد كه انسان خود را از هستى به نيستى بيندازد . اين يك اشكال . اشكال ديگر آن‌كه : اگر ما بگوييم فنا ، نيستى مطلق است و ديگر عين ثابت باقى نمىماند ، در اين صورت در حال بقا و زوال فنا كدام موجودى تعين پيدا مىكند ؟ بعد از فنا ديگر موجودى نيست تا در بقا بدان هويت رجوع كند ! و در اين صورت بايد ملتزم شويم كه بقا ديگر بقا نيست ، بلكه « حدوث جديدى » است . اين محصل اشكال است و دفع آن مشكل نيست ، زيرا عبور از هستى به نيستى ، عبور از تعين به اطلاق است و در حقيقت [ مانند ] : معاوضهء درهم و دينار [ است ] . و اما در مورد بقا ملتزم مىشويم كه جميع موجودات فانيه در فنا مىمانند ، و بعد از فنا بقايى ندارند ، و به واسطهء رجوع به خدا قوس صعود پايان مىپذيرد و دايره كامل مىگردد ؛ مِنَ اللَّهِ وَإلَى اللَّهِ . و اما خصوص افرادى از انسان كه حقيقتاً بقا دارند ، براى آن‌ها فنا به تمام معنى الكلمه حاصل نشده است و در صورت حصول فناى كامل ، ديگر از آن‌ها عين و اثرى به جاى نخواهد ماند و شواهد براى اين مطلب بسيار است . علامه : اين حرف‌ها درست است ، ولى اين‌كه مىگوييد : زيد فانى شد ، ضميرش به كجا برمىگردد ؟ جمله ضمير مىخواهد . زيد فانى شد ، ضميرش به زيد برمىگردد . پس زيديتِ زيد كه همان هويت اوست ، ثابت است . تلميذ : آيا مىخواهيم زيديتِ زيد را قبل از فنا به دست آوريم يا در حال فنا ؟ قبل از فنا زيد ، زيد است ، عين ثابت دارد ، هويت و انيت دارد ، اما بعد از فنا ديگر زيد نيست ؛