ذات و صفات موجود است ، فقط از يك طرف است ؛ يعنى ذات عين صفت است و ليكن صفات عين ذات نيستند . بدين معنا كه ذات به ذات خود ثابت است ، و ليكن صفات به ذات ثابت هستند .
تلميذ : آيا از راه دليل « الْواحِدُ لايَصْدُرُ مِنْهُ إلّاالْواحِدُ » كه البته برهانى است ، مىتوان اثبات نمود كه فقط از ذات بحت بسيط كه واحد است ، فقط مىتواند يك مفهوم انتزاع شود و انتزاع مفاهيم كثيره از ذات بسيط محال است ؟
علامه : البته آن دليل در باب علت و معلول است ، نه در باب انتزاعيات ، ولى البته شايد ملاك آن استدلال و مقدمات آن اينجا نيز جارى شود ، گرچه از اين طريق استدلال ننمودهاند .
* * * تلميذ : مطلبى كه در كتب عرفانيه بسيار به چشم مىخورد ، و در كتب فلاسفه نيز آمده است كه « لاتَكْرارَ في التَّجَلّي » ، منظور از تجلى در اين كلام چيست ؟
علامه : منظور تجلى وجودى است ؛ يعنى در تحقق خارجى ، وجود يك وجود است ؛ دو مرتبه نمىشود يك موجود تحقق پيدا كند . وجود زيد يكى است ، يك تحقق دارد ؛ نمىشود دو بار زيد تحقق داشته باشد . با اينكه زيد يكى است ، ولى دو بار تحقق داشته باشد ، اين معنا ندارد . زيد يكى است ، دو بار زيد نداريم ؛ دو تا اميرالمؤمنين نداريم .
معناى آن اين نيست كه وجود شخص ، متعين به دو أيْن يا دو مَتَى ( دو مكان يا دو زمان ) نمىشود . آن ، دليل ديگرى دارد ، ولى آن را تكرار تجلى نمىگويند .
اگر يك جوهر دو عرض داشته باشد ، اين را تكرار در تجلى نمىگويند ، مثل اينكه زيد در آنِ واحد در دو زمان يا در آنِ واحد در دو مكان باشد .
يعنى يك جوهر دو جوهر نمىشود ؛ يك تحقق وجودى ، دو تحقق وجودى نمىشود ؛ تحقق وجودى يكى بيش نيست ؛ تكرار ندارد . عدد يك ، عدد دو نمىشود ؛
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 207
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٠٧