موجود است . بنابراين با فرض هر حلقه از اين حَلَقات سلسله ، تمام مراتب مادون آن در آن بالفعل موجود است ، و ديگر در اين صورت ، محدوديت آن به مرز مادون خود معنا ندارد .
و چون ذات واجب - جلّ و عزّ - در اعلا درجهء از سلسلهء مراتب قرار دارد ، جميع كمالات درجات مادون در او بالفعل موجود است . پس هيچ كمالى در هيچ مرتبهاى از مراتب يافت نمىشود ، مگر آنكه آن كمال در ذات واجب موجود است .
و اما وحدت عرفا منافاتى با تشكيك در وجود ندارد ، بلكه با نظر دقيقتر و عميقتر به وجود نظر شده است . چون در تشكيك ، كه فلاسفه بدان قائل هستند ، موجوداتِ امكانيه داراى وجود حقيقى هستند ، غاية الأمر وجود امكانيهء افتقاريه ، كه هر يك از آنها معلول وجود بالاتر از خود بوده ، تا برسد به ذات واجب - جلّ و عزّ .
بنابراين تمام موجودات ، معلولاتِ ذات حقند و متدلّيات به عظمت و كبريائيت او .
و ليكن در نظر عرفا ، وجود اختصاص به ذات حق دارد و بقيهء موجودات امكانيه همه سايه و ظلّ و فَىْء براى وجود حقند ، و نفس ظهورند و بس ، و نسبت وجود به آنها مجازى است ، و بالاعتبار به آنها موجود گفته مىشود . و اين نظر ، منافاتى با نظر فلاسفه ندارد ، بلكه با نظر دقيقتر و عميقترى به موجودات ملاحظه مىشود و در واقع مىتوان نظر عرفا را حاكم بر نظر فلاسفه دانست .
تلميذ : درست است كه وجود داراى صرافت است ، و در سلسلهء تشكيكيه ، تمام مراتب وجود در اين سلسله داخل و در مصداق وجودِ صرف همه مندكّند ، و ليكن وجود ذات حق - جلّ و عزّ - نيز داراى صرافت است ، و نمىتوان آن وجود را از صرافت و محوضت مُعرّا دانست . بنابراين ، صرافت در ذات واجب با تشكيك مباينت دارد .
چون نفس تصور صرافت وجود در ذات واجب ، نفى هر گونه وجودى را از غير مىكند ، گرچه به نحو معلوليت باشد . اصولًا صرافت با غيريت سازش ندارد و واجد
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٩٢