تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
نهايت درجه از قوّت و سِعه و شدت و كمال به نحو عينيت و بساطت و وحدت موجود باشند . اين است نظريه مرحوم آقا شيخ محمد حسين و صدر المتألهين و شيخ اشراق شهاب الدّين سُهروردى و نظائرهم مِن أجلّة الأعلام . تلميذ : با مسئلهء تشكيك ، اشكال حل نمىشود ، چون اوّلًا : در درجهء اعلا كه آن را ذات واجب مىگيرند مستلزم تركيب در ذات مىگردد ، به علت آن‌كه خصوص همان درجه اگر با اسما و صفات الهى عينيت داشته باشد - و معلوم است كه هر يك از اسما و صفات ، صرفِ مفهوم بما هو مفهوم نيستند ، بلكه منطبقٌ عليه خارجى دارند - در اين صورت تمام اين اسما و صفات به حدودها بايد در ذات تحقق داشته باشند ، و اين مستلزم تركيب ، و همان اشكال تثليث است . و ثانياً : اصل فرضيهء تشكيك در وجود ، جاى تأمل و اشكال است ، چون در اين فرضيه چنان چه ذات واجب - تعالى شأنه - را مرتبهء اعلا قرار دهيم و بقيهء مراتب را مراتب و درجات ممكنات بر حسب اختلاف درجهء آن‌ها در قرب و بُعد بگيريم ، در اين صورت ذات واجب محدود به حدود ممكنات شده ، و در وجود طبعاً متعين و متقيد تا سر حد ممكنات گرديده است . چون بنا به فرض ، ذات واجب و تمام ممكنات در اصل حقيقت وجود ، اشتراك دارند و ما به الامتياز آن‌ها همان انّيّت و ماهيت آن‌هاست ، و در اين فرض ، ذات وجود واجب كه ماهيت آن همان انّيّت اوست ، محدود به حد اعلا درجهء از ممكنات مىشود . و با آن ممكن ، هم جوار و همسايه قرار مىگيرد و غاية الأمر بالشدة والضعف والوجوب و الإمكان آن وجود واجب ، متمايز و مشخص مىشود و اين ، رفعِ معناى تحديد را نمىكند ، و بالأخره وجود واجب محدود به وجود ممكن ، و در حد و مرز وجود ممكن قرار مىگيرد . و مىدانيم كه ذات واجب ؛ يعنى وجود واجب الوجود ، صرافت و مُحوضت محض دارد ؛ يعنى وحدتش وحدت بالصرافه است ، نه وحدت عدديه . و در اين