و حق مسئلهء توحيد ذات لايزالى آن است كه از تمام شوائب كثرات - چه خارجيه و چه داخليه ، و چه عينيه و چه ذهنيه و نفسيه - به تمام معنى الكلمه آن را منزه و مقدس و پاك بدانيم . وَهذا هُوَ قَوْلُ الْحَقِّ وَحَقُّ الْقَوْلِ .
علامه : مرحوم حاج شيخ محمد حسين اصفهانى كمپانى در آن مراسلات قائل به تشكيك وجود شده است و طبق مذاق فلاسفه ، چون مرحوم صدر المتألّهين و حكيم سبزوارى و غيرهما در آنجا مشى نموده است .
و اين توحيد ، مستلزم اشكالى نيست ، زيرا كه در تشكيك وجود كه فهلويون بدان قائلند :
الْفَهلَويّونَ الْوُجودُ عِنْدَهُمْ * حَقِيقَةٌ ذاتُ تَشَكُّكٍ تَعُمّ
مَرَاتِباً غِنىً وفَقْراً تَخْتَلِف * كَالنّورِ حَيْثُما تَقَوَّى وَضَعِفْ
اصل وجود داراى درجات و مراتبى قرار داده شده است كه هر درجه و مرتبهء عالىتر ، از مرتبهء پايينتر به شدت و ضعف ، و كثرت و قلّت ، و قوّت و ضعف و امثالها تفاوت دارد .
يعنى در عين آنكه وجود ، واحد و بسيط است ، اين وجودِ واحد داراى مراتبى است كه از يك طرف به اعلى المراتب ، و از طرف ديگر متدرّجاً نزول پيدا مىكند ، تا به ادنى المراتب مىرسد ، و در بين اين دو درجهء اعلا و ادنى بقيّهء مراتب على حسَبِ اختلاف درجات و مراتبشان قرار دارند ؛ به طورى كه هر چه رو به بالا برويم ، وجود قوىتر و شديدتر و وسيعتر خواهد بود و بالعكس ، از بالا هر چه رو به پايين بياييم ، وجود ضعيفتر و تنگتر خواهد بود ؛ به طورى كه هر مرتبه از مراتب بالا واجد كمال درجات مادون خود هست و لاعكس . مانند نور كه در عين آنكه مفهومش واحد است و حقيقتش بسيط است ، ولى داراى يك سلسلهء ممتد و طولانى است كه درجهء اعلاى آن در خورشيد و درجهء ادناى آن در ظلمات زمين است و بين اين دو درجه ، مراتب مختلف و متفاوت از نور در اين ستون از نور موجود است ؛ به طورى كه در