غَيْرَ الْأَرْضِ »
چنين تفسير شده است كه :
يَعْنِي بِأَرْضٍ لَمْ تُكْتَسَبْ عَلَيْهَا الذُّنُوبُ ، بَارِزَةٌ لَيْسَ عَلَيْهَا جِبَالٌ وَلَا نَبَاتٌ كَمَا دَحَاهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ . وَيُعِيدُ عَرْشَهُ عَلَى الْمآءِ ، كَمَا كَانَ أَوَّلَ مَرَّةٍ مُسْتَقِلًّا بِعَظَمَتِهِ وَ قُدْرَتِهِ . « 1 »
و پس از بيان اين مطلب ، در حاشيه مىفرماييد :
قَوْلُهُ : مُسْتَقِلّاً بِعَظَمَتِهِ وَقُدْرَتِهِ ، تَفْسيرٌ لِكَوْنِ عَرْشِهِ عَلَى الْمآءِ ؛ وَلَهُ شَواهِدُ مِنَ الْكِتابِ تَدُلُّ عَلَى أَنَّ الْمآءَ إشارَةٌ إلَى مَنْبَعِ كُلِّ حَيَاةٍ وَقُدْرَةٍ وَعَظَمَةٍ ؛ إنْ تَحْمِلْ نُقوشَ الْخِلْقَةِ ظَهَرَتِ الْمَوْجوداتُ ، وَإذا انْمَحَتْ عادَ الْعَرْشُ عَلَى الْمآءِ . « 2 »
آيا مراد از ماء ، همان وجود منبسط است ؟
علامه : قرآن است ، و به نحو جزم نمىتوان چيزى گفت . به حسب ظاهر آيه ، آنچه كه قوّت الهى است و عرش الهى است و حالا حكومت مىكند و پيش مىرود ، در آن روز هم به جاى همين موجوداتِ امروزى كار خود را ، ماء كه همان قدرت و حيات است ، انجام مىدهد ؛ ولى آن حقيقتِ قدرت و حيات به چه صورت است ؟ ما نمىدانيم !
در هر حال ، سياق آيه ، اين را مىرساند كه يك واقعيت وسيعى بوده كه به جاى عالم در وهلهء اول ، آن ، تحت حكومت عرش خدا واقع بوده و عرش خدا بر آن حكومت مىنموده است ، و پس از آن ، از آن واقعيت وسيع اين نقوش پيدا شد و سپس
هامش
( 1 ) . « مراد از تبديل زمين ، زمينى است كه روى آن ديگر گناه نمىشود ، و ظاهر و بارز است ؛ نه در آن كوهى است و نه نباتات و درختانى ؛ همچنان كه زمين در ابتداى آنكه خداوند آن را بگسترد چنين بود . و در آن حال عرش خدا ، يعنى محل قدرت خدا و حكمرانى خدا ، بر آب بازگشت مىكند ، همچنان كه در وهلهء اول نيز چنين بود ، و خداوند در عظمت و قدرت مستقل مىگردد . »
( 2 ) . « گفتار حضرت سجاد عليه السلام كه : در عظمت و قدرت مستقل مىشود ، تفسير بودن عرش خدا بر آب است . و براى اين معنايى را كه نموديم ، شواهدى از قرآن كريم وارد است كه دلالت دارد بر آنكه : آب اشاره به منبع هر حيات و قدرت و عظمتى است ؛ اگر نقشها و صورتهاى موجودات روى آب زده شود و قرار گيرد ، تمام موجودات ظاهر مىگردند ؛ و اگر محو گردد و صورتها از بين برود ، عرش دوباره بر آب برمىگردد . »