تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
بدان دلالت دارد . طريق توجه به نفس ، طريقهء مرحوم آخوند ملا حسينقلى بوده است و شاگردان ايشان همه طريق معرفت نفس را مىپيموده‌اند كه ملازم معرفت ربّ خواهد بود . حقيقت عرفان از اميرالمؤمنين على بن ابىطالب عليه السلام مأثور است و طرقى كه يداً بِيَدٍ اين حقيقت را نشر داده‌اند از يك‌صد متجاوز است ، ولى اصول دسته‌هاى تصوف از بيست و پنج دسته تجاوز نمىكند و تمام اين سلسله‌ها ، منتهى به حضرت على بن ابىطالب عليه السلام مىگردد و فقط در بين اين بيست و پنج فرقه ، دو سه فرقه از خاصه مىباشند و بقيه همگى از عامه‌اند و بعضى از آن‌ها سلسلهءشان به « معروف كَرْخى » و از او به امام رضا عليه السلام منتهى مىگردد ، ولى طريقهء ما كه همان طريقهء مرحوم آخوند است به هيچ يك از اين سلسله‌ها منتهى نيست . اجمال مطلب آن‌كه : در حدود متجاوز از يك‌صد سال پيش در شوشتر عالمى جليل‌القدر مصدر قضا و مراجعات عامه بوده است به نام آقا سيد على شوشترى . ايشان مانند ساير علماى اعلام به تصدى امور عامه ، از تدريس و قضا و مرجعيت اشتغال داشته‌اند . يك روز ناگهان كسى درِ خانه را مىزند . وقتى كه از او سؤال مىشود ، مىگويد : در را باز كن ، كسى با شما كارى دارد . مرحوم آقا سيد على وقتى در را باز مىكند ، مىبيند شخص جولايى ( بافنده‌اى ) است . مىگويد : چه كار داريد ؟ مرد جولا در پاسخ مىگويد : فلان حُكمى را كه نموده‌ايد طبق دعوى شهود به ملكيت فلان ملْك براى فلان كس ، صحيح نيست . آن مِلك متعلق به طفل صغير يتيمى است و قبالهء آن در فلان محل ، دفن است . اين راهى را كه شما در پيش گرفته‌ايد صحيح نيست و راه شما اين نيست . آيةاللَّه شوشترى در جواب مىگويد : مگر من خطا رفته‌ام ؟ جولا مىگويد : سخن همان است كه گفتم . اين را مىگويد و مىرود . آيةاللَّه در فكر فرو مىرود : اين مرد كه بود ؟ و چه سخنى گفت ؟ در صدد تحقيق برمىآيد . معلوم مىشود كه در همان محل ، قبالهء ملك