تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
گويند ) و اين بسيار خطرناك است ، چون حقيقت ذكر عبارت است از : ملاحظهء محبوب و قصر نظر بر جمال از دور و هنگامى تماشاى محبوب جايز است كه چشم از غير او بالمرّه پوشيده باشد ، زيرا محبوب غَيور است و از غيرت او اين است كه چشمى كه او را ديد روا ندارد كه ديگرى را ببيند و هر ديده‌اى را كه از روى او برداشته و به ديگرى نظر كند كور نمايد و ديدن او و ديدن غير او منافى غيرت اوست و اگر اين ديدن و روى بازداشتن تكرار شود به منزلهء استهزاست و محبوب چنان قفايى بر وى زند كه نه سر جويد نه كلاه :
« وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ »
. « 1 » بلى ، يك نوع از ذكر در نفى خواطر مجوَّز است و آن اين است كه غرض از ذكر ، نظر بر جمال محبوب نباشد ، بلكه مراد رَدْع شيطان باشد ؛ مانند كسى كه مىخواهد غير از مجلس براند ، فلذا محبوب را مىخواند . در اين‌جا غرض تهديد و تخويف غير است . و آن بدين طريق است كه در حالت اشتغال به نفى خواطر اگر خاطرى به نوعى حمله كند كه دفع آن ، بسيار مشكل و صعب باشد به جهت دفع آن ، به ذكر مشغول شود . اما طريقهء محققان و واصلان آگاه آن است كه در تعليم مبتدئان و ارشاد ايشان ، اول امر به نفى خواطر كنند و سپس به ذكر پردازند . و براى نفى خواطر اول به سالك امر كنند كه به يكى از محسوسات ، چون سنگى يا چوبى توجه كند و مدتى چشم بدان بدوزد و مَهْما امْكن چشم بر هم نگذارد و به جميع قواى ظاهريه و باطنيه بدان متوجه شود . و بهتر اين است كه اربعينى بدان مداومت كند و در خلال اين مدت از سه ورد « استعاذه » و « استغفار » و ذكر « يا فَعّال » استفاده نمايد و بعد از فريضهء بامداد و شام بدين اذكار اشتغال ورزد . و پس از اين ، مدتى به قلب صنوبرى خود توجه كند و مدتى بر
هامش
( 1 ) . زخرف ، آيهء 36 : [ و هر كه از ياد خداى رحمان چشم بپوشد شيطانى را برايش برانگيزيم كه قرين و همراه وى باشد . ]